بيوگرافي اقبال مرادي ونقش وي در داخل گروهك كومله

معرفی تروریستهای فعال در شمال عراق"-۳

جنایاتی که اقبال مرادی مرتکب شد 

اقبال مرادي فرزند حسين مشهور به حسين ليلي اهل روستاي انجمنه

در سال 1364 در شهرستان مريوان با خانمي به نام آمنه قادری تازه آباد تفلي از توابع شهرستان سروآباد ازدواج كرد.

عكس اقبال مرادي  - ره سمي ئيقبال مورادي

  ثمره ازدواج آن دو نفر دوپسربنامهاي ديار و زانيار يك دختر بنام ديده مي باشد.

در خصوص پسرش زانیار که فرزند امام جمعه مریوان را ترور کرده بود،در خبر قبلی اطلاعاتی را به سمع و نظر شما خوانندگان عزیز رساندیم.

 زانيار و لقمان توسط ....


ادامه مطلب 

 

ادامه نوشته

عبدالله كهنه پوشي مشهور به عبه دلير

معرفی تروریستهای فعال در شمال عراق"-۲

 

جنایاتی که عبدالله کهنه پوشی مرتکب شد 

 عبدالله كهنه پوشي مشهور به عبه دلير فرزند شيخ محمد امين اهل روستاي حسن آوله از توابع شهرستان مريوان وي با زني بنام صبري بهمني ازدواج كرده ودر داخل گروهك كومله بعنوان سركرده كومله سوسياليست در شمال كردستان عراق فعاليت دارد

عكس عبدالله كهنه پوشي

عبدالله كهنه پوشي با آغاز پيروزي انقلاب اسلامي بدليل اختلافات ارضي كه با شيوخ روستا( كهنه پوشي ها) داشت به صفوف سازمان جوتياران و دهقانان ( كومله ) پيوست وبعد از تغيير نامهاي اين گروهك تروريستي به سازمانهاي : سازمان زحمتكشان وكارگران كردستان – حزب كمونيست ايران كومله و مدتي بعد از منحل شدن اين گروهك در سال 1371 مجدداً نسبت به بازسازي خود اقدام كرده و و دوگروهك بنامهاي 1- حزب كمونيست ايران كومله به سركردگي ابراهيم عليزاده 2- سازمان زحمتكشان كردستان ايران كومله به سركردگي عبدالله مهتدي  بنيان گذاري كردند.


ادامه مطلب 

ادامه نوشته

معرفی تروریستهای فعال در شمال عراق

معرفی تروریستهای فعال در شمال عراق"-۱

 

جنایاتی که حسين يزدان پناه مرتکب شد 


حسین یزدان پناه از سرکردگان تروریست گروه موسوم به پاک است.
 
یزدان پناه زیر نظر استخبارات و مخابرات عراق کار می کرده و تمامی تکنیک های قتل را از مخابرات صدام حسین آموخته  است.

 
حسین یزدان پناه تا زمان سقوط رژیم صدام  حسین دیکتاتور، یکی از کادرها و افسران عالی رتبه سازمان  اطلاعات حزب بعث عراق، موسوم به استخبارات بود، او  تعلیم دیده یک فرد خونخوار، بنام ابو علی است. 

 

 اسم اصلی ابو علی، "محمد تکریتی الشعراوی" است و حسین یزدان پناه خیلی از تکنیکهای قتل و کشتار را زیر نظر "بخش شمالی مخابرات حزب بعث  عراق"، آموخته است.

 

  "تصویر کریه حسین یزدان پناه تروریست گروهک موسوم به حزب آزادی کردستان(پاک)"

حسین یزدان پناه، به 3 فقره قتل عمدی متهم است.

او  به خاطر اختلافات عقیدتی و نظریه ای،این قتل های وحشیانه و تکان دهنده را مرتکب شده است. 

 

ادامه مطلب  

ادامه نوشته

وب سایت سیاسی افشاگری کومله ۱۹۱۷" فاش می کند

وب سایت سیاسی افشاگری کومله ۱۹۱۷" فاش می کند

تلاش  کومله،دمکرات و پاک، برای

تبدیل کردستان به اسرائیل دوم

 و نقش آفرینی سیا،موساد و mi6 

 

عبدالله مهتدیكومله

 

شاید حدود 30 سال پیش، تفکر و ایده ای، مبنی بر این که امریکا (صهیونیسم بین‌الملل) قصد دارد با تشکیل کردستانی واحد از کردستان‌های ایران، عراق، ترکیه و سوریه، اسرائیل دومی در این سمت خاورمیانه ایجاد نماید و آن را به یک پایگاه نظامی کامل و مرکز شرارت و تجاوز به کشورهای مجاور قرار دهد، موضوع غیر قابل باور و تصوری بود.

اما گویا اکنون بیشتر شاهد تلاش سرویسهای جاسوسی اسرائیل،امریکا و انگلیس/ جهت تحقق گام به گام، اما سریع این هدف شوم،یعنی تجزیه کردستان با کمک سرکردگان گروهکهای تروریستی و منحله کومله(عبدالله مهتدی-سید ابراهیم علیزاده)،دمکرات(خالد عزیزی-مصطفی هجری) و پاک یا حزب منحله آزادی کردستان(حسین یزدان پناه- قاضی) هستیم.

چندی پیش همانطوریکه در گزارشات قبلی به اطلاع شما رساندیم،نماینده سرویس جاسوسی امریکا"سیا"در قالب کنسولگری امریکا در عراق دیدارهای مهم و محرمانه ای با سرکردگان کومله،دمکرات و پاک داشت و در این دیدارهای پشت پرده،نقشه و سناریوی تجزیه کردستان ایران،توسط این شخص"کاساریکا" در اختیار سرکردگان این گروهکهای تجزیه طلب و تروریستی،گذاشته شد.

 اگر چه آن زمان اسناد خاصی برای اثبات ادعای طرح تجزیه طلبی در کردستان توسط این گروهکها در اختیار نبود، اما پیش‌بینی های مقامات وقت ایران نیز مبتنی بر حدس و گمان نبود، بلکه مطالعه‌ رفتارهای ضد و نقیض غرب و مشاهده‌ نحوه‌ تحرکات عناصر تروریستی کومله و دمکرات در مناطق کُرد نشین، از قبیل ترور،اخاذی،حمله به مردم بی دفاع،حمله به پایگاههای نظامی، درگیری‌ها و ملاحظه ‌سیاست‌های چند پهلوی غرب، با به کاربستن تجربیات انقلاب اسلامی ایران، این فرض را حتمی نموده بود.در آن برهه‌ای که گروه کومله به اصطلاح «چپ» به سرکردگی عبدالله مهتدی، که در ایران دست به اسلحه برده بود و تحت عناوین و اسامی متفاوتی در کردستان و دیگر شهرها جنگ و درگیری را آغاز کرده بود.

 همگان گمان می‌کردند که الزاماً جناح‌های لیبرال به غرب [امریکا و انگلیس] وابسته‌اند و جناح‌های چپ نیز به شرق با مرکزیت مسکو، پکن یا در نهایت کوبا وابستگی دارند. این باور عمومی در سرتاسر جهان و از جمله در ایران ادامه داشت ، تا این که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی



حضرت امام خمینی (ره) در یک بیان خود راجع به این گروهک تروریستی و مرتد، فرمود: «این چپ‌های امریکایی!». در آن موقع این اصطلاح و نام جدید، آن هم بر روی این گروه چپ‌ و کمونیست، خیلی عجیب به نظر می‌رسید و شاید بسیاری نیز باور نکردند که «چپ دست‌ساز امریکا» نیز وجود دارد. اما دیری نگذشت که دیدیم هیچ یک از آنها به شوروی یا چین فرار نکردند، بلکه همگی راهی شمال عراق(اقلیم کردستان) و اروپا شدند و اروپا (به ویژه انگلیس، فرانسه ، آلمان، امریکا و اسرائیل) نیز با آغوش باز آنها را پذیرفتند و امریکا نیز با جذب سرکردگان کومله و دمکرات، به روش‌های متفاوت به حمایت از آنها برخاست و حتی ایستگاه‌های رادیویی، تلویزیونی، اطلاعات امنیتی، تسلیحات، تشکیلات و ... را چه در اقلیم کردستان و چه در اروپا و خاک امریکا،در اختیارشان گذاشت.

– تجزیه طلبی  گروهکهای کردی ایران و دفاع اروپا: 

 در آن هنگام که گروه کرد و چپ‌گرای کردستان ایران به نام کومله،   به رهبری عبدالله مهتدی، با پرچم سرخ داس و چکشی، تحرکات نظامی ، تروریستی و  تجزیه‌طلبانه‌ خود را آغاز کرد و دولت وقت مرکزی ایران (در اواخر دهه پنجاه و دهه شصت هجری شمسی) ، از زمین و هوا آنها را هدف قرار داد، جا داشت که شوروی سابق، که کومله داعیه الگو برداری از سیاستهای چپ گرایانه آنها را دارد از این گروهک کمونیستی، حمایت می کرد، اما نه تنها هیچ گاه چنین اتفاقی هرگز نیفتاد، بلکه کشورهای اروپایی و خصوصا امریکا، ضرورت رعایت دمکراسی و حقوق‌بشر نسبت به کردها را مکرر به دولت وقت جمهوری اسلامی ایران، متذکر می شدند و بدرفتاری با آنان را یکی از موارد عدم رعایت حقوق بشر!!! بر می شمردند!

به سرکردگان و اعضای تروریست کُرد ، بدون هیچ معطلی و گزینشی پناهندگی سیاسی دادند و حتی همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور وقت فرانسه نیز به عنوان دفاع از حقوق مردم کُرد، به پایگاههای تروریستی گروهکهای کومله و دمکرات در شمال عراق سفر کرد و ان جی اویی، نیز جهت تداوم این حمایت‌ها در فرانسه تشکیل داد. در آلمانی که دیگر به کردهای ایران حتی اقامت هم نمی‌داد، فقط اذعان شفاهی مبنی بر طرفداری از گروه تروریست و کمونیست ایران(کومله) برای اخذ پناهندگی سیاسی کافی بود و اگر نامه‌ای از عبدالله مهتدی سرکرده کومله، مبنی بر عضویت در این گروه تروریستی نیز ارائه می‌شد، تمامی موانع برطرف می‌گردید(؟!)

البته در آن دوران، شرایط جهان و کشورهای مورد نظر، به هیچ وجه برای تجزیه خواهی مناسب نبود. تنها کشوری که در آن شرایط برای آغاز تجزیه مناسب به نظر می‌رسید، جمهوری اسلامی ایران بود که به نظر می‌آمد به خاطر انقلاب و تغییر نظام، دچار بی‌ثباتی شده بود و این با توجه به نوپا بودن این نظام مردمی،امری طبیعی بود، جمهوری نوپای اسلامی ایران، ارتش و لشکری با ثبات ندارد و بر کشور نیز مسلط نیست. گمان آنها نیز این بود که به رغم سقوط شاه و سلسله‌ پهلوی، این نظام با کمک گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات و با همراهی عبدالله مهتدی و قاسملوی تروریست، سرکرده وقت حزب منحله و تروریستی دمکرات 40 روز، سه ماه، شش ماه یا در نهایت دو سال بیشتر دوام نخواهد ‌آورد.

لذا فرصت را برای ایجاد اغتشاش و ادعای تجزیه‌ خواهی در کردستان ایران مناسب دیدند و جنگ داخلی را با کمک این گروهکها و اشرار تروریست کردی، به راه انداختند و با همین خیال خام و طمع باطل، صدام را نیز جهت تجزیه‌ بخش‌های جنوبی ایران، تحریک و به جنگ علیه ایران ترغیب کردند. گرچه صدام حسین در حمله نظامی به ایران،کومله و دمکرات را نیز با خود،همسو کرده بود و با خرید آنها اقدامات و جنایات زیادی را بر علیه مردم بی دفاع ایران و حتی کردستان،آغاز کرده بودند،اما البته طولی نکشید که از جان گذشتگی ایرانی‌ها و ویژه مردم کردستان در دفاع از تمامیت ارضی کشورشان، تحت رهبری ولایت فقیه،(حضرت امام خمینی " ره ") آنها را از تحقق زودرس این هدف نا امید ساخت.

در آن برهه از زمان، تحریک کردهای عراق نیز میسر نبود، چرا که همگی تحت سلطه و زیر چکمه‌های دژخیمی چون صدام بودند. صدامی که به راحتی هموطنان را خود در بخش کردستان عراق [حلبچه] هدف بمباران‌های شیمایی قرار می‌داد.صدامی که با کمک سرکردگان کومله و دمکرات،مخفیگاههای پیشمرگان طالبانی و بارزانی را شناسایی و هدف قرار می داد و هم چنین شرایط ترکیه به عنوان مرکز نظامی ناتو، همسایه شوروی و ایران و عراق در حال جنگ و هم مرز با اروپا نیز مناسب نبود. و به ویژه با توجه به گرایشات و تعصبات اسلامی و انقلابی مردم ترکیه که متوجه انقلاب ایران شده بودند و تعصبات ملی آنها بر سر تمامیت ارضی، که حاضر به تجزیه‌ کردستان ترکیه نبوده و هنوز هم نیستند، ایجاد نا آرامی در آن کشور مصلحت نبود و هنوز هم نیست.

– جداسازی کردستان عراق، تحقق گام اول:

اما، پس از فریب صدام با نشان دادن چراغ سبز برای حمله به کویت و جنگ رسانه‌ای امریکا جهت توجیه اذهان عمومی برای حمله‌ی نظامی مستقیم و اشغال عراق به بهانه‌ی برخورداری صدام از سلاح‌های کشتار جمعی که هیچ‌گاه پیدا نشد از یک سو و حادثه‌ی ساختگی 11 سپتامبر برای حمله‌ی نظامی مستقیم و اشغال افغانستان از سوی دیگر، شرایط [دست کم به ظاهر] برای تحقق اهداف امریکا در ایجاد خاورمیانه جدید به مرکزیت اسرائیل مناسب می‌نمود.اولین هدفی که امریکا هیچ اهمال و اغماضی در آن نکرد، جداسازی «کردستان عراق» بود تا اولین گام عملی را در این زمینه بردارد و اولین امکان «ارضی» ایجاد شود.

 و البته با توجه به اذهان عمومی مردم عراق و حساسیت آنها نسبت به جدا شدن بخشی از خاکشان و هم چنین فشارهای همسایگانی چون ایران که تنها قدرت با ثبات منطقه به شمار می‌رفت (و می‌رود)، جدا سازی رسمی و علنی ممکن نبود، لذا نام «ایالت خود مختار» را بر‌آن گذاشتند. اما از رئیس، پایتخت و پرچم جداگانه‌ای برخوردار شد(؟!)

هم زمان ترکیه نیز با فشار اذهان عمومی مسلمین شاهد تحولات عظیمی در عرصه‌ی سیاست و حکومت گردید که به نظر بسیار مثبت و برای مسلمانان راضی کننده به نظر می‌رسید. بالاخره در میان تمامی گروه‌ها و احزاب اسلامی، حزب ملی‌گروش به رهبری اربکان – که مشابه جبهه ملی و نهضت آزادی ایران – بود، به مجلس راه یافت و از همان طریق به نخست وزیری نیز دست یافت. اگر چه قدرت فرماندهان نظامی با همکاری احزاب لائیک نه تنها موجب برکناری اربکان شد، بلکه او را به دادگاه کشیده و به زندان و انفصال از مشاغل سیاسی نیز محکوم کردند، اما از این جریان که متکی به موج اسلامخواهی مردم ترکیه بود، متوقف نشد و حزب منحله‌ی ملی گروش، به نام حزب رفاه، حزب سلامت  و سپس حزب عدالت و توسعه به کار ادامه داد تا آن که بالاخره رجب طیب اردوغان از همین حزب با قدرت تمام و پشتیبانی مطلوب اذهان عمومی مسلمین به قدرت رسید، که از تحلیل بیشتر چرایی و چگونگی به قدرت رسیدن این حزب و رجب طیب اردوغان صرفنظر می‌شود تا از موضوع اصلی بحث انحرافی حاصل نگردد.

مهم این است که در همین کوران تحولات منطقه‌ای (در زمان دمیرل، ازوال و سپس تانسو چیلر)، نه تنها پایگاه هوایی ایننجرلیک در جنوب ترکیه تأسیس شد و در اختیار جنگنده‌های امریکایی و سپس اسرائیلی قرار گرفت، همکار‌های استراتژیک ترکیه و اسرائیل نیز با سرعت تمام گسترش یافت.

تنها امتیاز اعطا شده به ترکیه بابت این خدمات، به قدرت رسیدن آرام و بی‌سر و صدای اسلامگراها از یک سو و دستگیری به ناگاه عبدالله اوجالان در حال پرواز به یکی از کشورها، توسط پلیس یونان در هواپیما و تسلیم وی به دولت ترکیه بود که گفته شد تقدیمی موساد به دولت ترکیه بود. دو حادثه و تحولی که هر دو [به ظاهر] در راستای خواست مردم مسلمان ترکیه بود و این تحولات توجهات اسلامخواهان را از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، متوجه داخل و دستآوردهای غرور‌آفرین دولتشان می‌کرد.

– کوچ اجباری کُردهای تجزیه طلب:

با فروپاشی شوروی سابق و حمله‌ نظامی امریکا به عراق در جنگ موسوم به خلیج فارس و برخورداری ترکیه از قدرت سیاسی و نظامی مضاعف به خاطر هم پیمانی با امریکا و اسرائیل و استقرار پایگاه هوایی اینجرلیک، انتظار طبیعی مردم ترکیه این بود که دیگر در شرق کشور خود [کردستان ترکیه] شاهد تحرکات تجزیه‌طلبانه نباشند. از این رو حملات هوایی و زمینی ارتش ترکیه به کردهای آن کشور تشدید شد و سعی شد تا تمامی گروه‌های مسلح، به ویژه پ.ک.ک به سوی کردستان عراق رانده شوند.

تمامی گروه‌های مسلح تجزیه طلب و از جمله پ.ک.ک که بعد از دستگیری عبدالله اوجالان به ظاهر رهبری هم نداشت، در کردستان عراق جای گرفتند. در ایران نیز تمامی گروهکهای تجزیه طلب منجمله کومله و دمکرات،بعد از فرار از کردستان ایران،به اقلیم کردستان عراق،پناه برده و پایگاههای تروریستی خود را در این منطقه از عراق تاسیس کردند. صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق،اردوگاههای " بوتی"، " بودیسان"،زرگویز"،"زرگویزله" و و و را در اختیار آنها قرار داد و از انواع کمکهای مالی و تسلیحاتی گرفته تا.... را در اختیار سرکردگان کومله و دمکرات قرار داد تا به این وسیله از آنها به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران،استفاده کند. همراهی کومله و دمکرات در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران و خلق جنایات تکان دهنده این اشرار امریکایی-اسرائیلی،جهان را به شگفتی وا داشت.

 در حالی که در ایران و خصوصا کردستان،ملت رشید ایران اسلامی،از کودک گرفته تا نوجوان،جوان،پیر،زن،مرد،دختر و پسر،دوشادوش رزمندگان اسلام به دفاع از تمامیت ارزی میهن اسلامی،مشغول بودند و خون دادند و شهید و جانباز نثار این انقلاب کردند،این گروهکهای وطن فروش، و مستمری بگیر رژیم بعث عراق،دوشادوش این رژیم جنایتکار،به رزمندگان اسلام و مردم بی دفاع شهرها و روستاهای کشور حمله ور می شدند.

خیانت ،وطن فروشی و مزدوری سرکردگان کومله و دمکرات،جهانیان را انگشت به دهان گذاشته بود و همه در تعجب بودند که این گروهکهای کرد ایرانی،چطور حاضر شده اند در جریان این جنگ خونین و نابرابر،دست در دست دشمن نهاده و به کشور و مردم خود،خیانت کنند.

 اما در ترکیه و پس از استقرار و سلطه‌ کامل نیروی نظامی امریکا بر عراق و استقرار رسمی کردستان عراق، به عنوان ایالتی خودمختار به ریاست مسعود بارزانی، حملات این کشور به گروهک تروریست و تجزیه طلب ترکیه(پ.ک.ک) نیز، کمتر و کمتر شد!!!!

- پیگیری هدف اسرائیلی – امریکایی، در مدیریت بحران منطقه با ایجاد

اغتشاش در کردستان ایران:

این تحولات به آرامی ادامه داشت تا آن که به ناگاه مردم مسلمان تونس به پا خواستند و قیام آنها به سرعت به کشورهای مصر، لیبی، یمن و بحرین سرایت کرد. شوک عجیبی بود. ضربه‌شدیدی به پیکره‌ صهیونیسم بین‌المللی وارد شد و بحران‌ها و سونامی‌های اقتصادی نیز موجی بر روی موج، قدرت استکباری غرب را تضعیف می‌کرد.

ابتدا سکوت عجیبی حکمفرما شد. اما امریکا گفت: چاره‌ای از سقوط حکومت‌های دیکتاتور در منطقه نیست، اما در اندیشه‌ایم تا بتوانیم بحران‌ها را مدیریت کنیم. هر بحرانی به نسبت مدیریت شد. مصر به دست نیروی نظامی مصر که از قدیم عامل و شریک پنتاگون وزارت دفاع امریکا بود افتاد، قذافی به کشتار تحریک شد تا ناتو وارد عمل گردد، حکومت بحرین با کمک نیروهای نظامی سعودی، اردن، امارات و سپاه صحابه پاکستان و نیروهای پلیسی و اطلاعاتی اسرائیل و کشتار وحشتناک مسلمانان و به ویژه شیعیان استقامت کرد و در یمن نیز به علی عبدالله صالح که قبل از همه قصد فرار داشت، پشتیبانی و اطمینان داده شد.

اما در مدیریت بحران فزاینده منطقه توسط امریکا، فرصت برای ایجاد اغتشاش در «کردستان ایران» نیز به عنوان تنها سنگر مستحکم در مقابل امریکا _ اسرائیل و قوی‌ترین سد مقابل طرح و رویایی سقوط ایران و کردستان، با توجه به جوّ حاکم اعتراض آمیز در اغلب کشورها، بسیار مناسب به نظر رسید، لذا سازماندهی‌ کُردهای تجزیه‌ طلب کردستان ایران، مجددا و پس از عبور از دهه شصت،با هدف نهایی ایجاد اراضی برای پروژه‌ کردستان امریکایی- اسرائیلی، با حمایت سرویس های جاسوسی اروپایی، طرفدار امریکا و اسرائیل/ آغاز شد و کردستان ایران می بایستی، سریعاً به یک بحرانی که به ظاهر شبیه اعتراضات مردم در کشورهای منطقه بود، شکل  می گرفت.

امریکا که مواضعش مقابل تظاهرات‌های مردم در مصر، یمن، لیبی و به ویژه بحرین معلوم بود، به انضمام اسرائیل، سعودی، انگلیس و ...، همه به دفاع از تروریستهای کومله و پرداختند و امریکا سریعاً برای حمله نظامی اعلام آمادگی کرد و از همه جالب‌تر آن که به ناگاه، ترکیه که تا سال گذشته از زمین و هوا به گروه تجزیه طلب پ.ک.ک، حتی در داخل خاک عراق حمله می‌کرد، در آنسوی میدان، به خواست امریکا،دولت سوریه را که نیز با بحران حضور گروههای تروریستی کردی،مواجه بود، را مخاطب عتاب‌های سیاسی - نظامی قرار داده و تهدید به حمله نظامی کرد.!!!

– تاریخچه‌ی تشکل گروه‌های تروریستی کردی در کردستان  ایران:

در این بخش ضروری است که مختصری به تاریخچه‌ تشکل گروهکهای کردی تروریست در  ایران اشاره گردد. جمهوری اسلامی ایران، همانند سوریه، عراق و ترکیه، چند استان کرد نشین دارد. دولت کریمه جمهوری اسلامی،علی رغم تمام دست اندازی ها و ایجا نا امنی های گسترده در این منطقه از خاک ایران،توسط گروهکهای تروریست کومله،دمکرات و پاک،همواره به مردم این منطقه خدمت کرده و شرایط خوبی را برای سرمایه گذاری در این منطقه فراهم ساخته است.

برق رسانی به تمامی روستاهای کشور،جاده سازی در مناطق صعب العبور،ایجاد کارخانه های بزرگ در کردستان در راستای ایجاد اشتغال برای جوانان منطقه،در اختیار گذاشتن زمین های کشاورزی به مردم بی بضاعت و و و از دست آوردهای جمهوری اسلامی برای مردم کردستان ایران بوده است.

= ایران-سوریه،  تجزیه طلبان و تفاوتها!

 در زمینه بحث تجزیه طلبی و حضور این گروهکها در ایجاد ناامنی در منطقه، ایران با کشور همسایه، سوریه تفاوت هایی دارد. کردستان سوریه، با توجه به جغرافیای استراتژیک آن از یک طرف، و نزدیکی به اسرائیل و هم چنین ضعف قدرت سیاسی نظام حاکم در همه‌ دوران‌ها، همیشه به عنوان گام اول، بیشتر هدف سیاستگذاری‌های غرب قرار داشته است، چرا که سوریه از شرایط بهتری برای تجزیه طلبی نسبت به جمهوری اسلامی ایران، برخوردار بوده است.

«انجمن رسمی اسرائیل – کُرد»، زیر ساخت سیاسی هدف امریکا مبنی بر ایجاد اسرائیل دوم در منطقه محسوب می‌گردد. این انجمن در وب‌سایت خود، پس از مظلوم‌نمایی برای اکراد و به ویژه در ایران و سوریه  می‌نویسد: «ناسیونالیسم عرب و فارس، همیشه کردها را در حاشیه قرار داده است.

تنها در زمان حکومت فرانسه بر سوریه طی سال‌های 1920 تا 1946 شاهد بودیم ،که کردهای سوریه از حقوق شهروندی بیشتری نسبت به اکراد ایران، ترکیه و عراق برخوردار بودند، اما با ورود و آغاز استقلال در سوریه، این وضعیت به طور کلی تغییر یافت» - این سایت تعداد کلیه‌ اکراد مقیم سوریه را 300 هزار نفر و تمرکز آنها در استان‌های شمالی حلب ، الرقه ، الحکه و حتی دمشق قید کرده است و تعداد اکراد مقیم ایران را یک میلیون نفر در استانهای کردستان،کرمانشاه و ایلام! تخمین زده است.

همین سایت - اگر چه هدف دیگری در مظلوم‌نمایی گروههای تروریستی کرد در ایران و سوریه را دنبال می‌کند - اما اذعان دارد که «در سال 1963، محمد طالب هلال، یک مقام ارشد حاکم در حزب بعث سوریه ، مدرکی محرمانه دال بر این که کردهای سوریه اغلب، سوریه‌ای نیستند و آنها را دشمن داخلی می‌خواند، به دولت داد که موجب سرشماری جدید و خارج شدن 120 تا 150 هزار کرد دیگر از شهروندی سوریه‌ گردید».

همین اقرارها نشان می‌دهد که اکراد تجزیه‌ طلب سوریه، اگر چه به ظاهر تمایل به شرق و کمونیست داشتند، اما از همان آغاز مورد نظر و حمایت غرب [به ویژه دولت فرانسه که اکنون تهدید به جنگ کرده است] بوده‌اند و اکراد بسیاری از کشورهای دیگر به آن منطقه کوچ داده شده‌اند.

در ایران نیز اکراد تجزیه طلب مشابه سوریه،مورد نظر و تحت حمایت دول امریکایی- اسرائیلی و انگلیسی،قرار دارند،منتهی با این تفاوت که دولتهای مذکور مستقیما در این مسئله دخالت نمی کنند،اما دستگاهها و سرویسهای اطلاعاتی – امنیتی خود را وارد کازار تجزیه طلبی و مذاکرات مستقیم با سرکردگان تجزیه طلب ایران می کنند.

گزارشات و مستندات نشان می‌دهد که با اعمال فشار تعریف شده از سوی صدام و ترکیه، در آن زمان،حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه و پدر بشار اسد،رئیس جمهور کنونی این کشور را مجبور کردند تا برای مقابله با آنها، گروه‌های کُرد مقیم سوریه را رسمیت و قوت بیشتری دهد، تا بتواند به هنگام شرارت این دو کشور، از آنها برای ایجاد فشار در کردستان ایران ترکیه ، عراق استفاده کند.

 اما به خوبی معلوم است که فشارهای ترکیه و صدام، ترفندی از سوی غرب، برای رسمیت بیشتر دادن به احزاب کردی در سوریه بود که اغلب آنها حتی سوری هم نبودند!!!. همین سایت می‌افزاید: «در دهه 1970 و 1980 ، سوریه بوسیله اتحاد میهن پرستانه‌ای از کردستان (PUK  ) و حزب دموکراتیک کردستان (KDP  ) عراق حمایت می‌شد.

دفتر جلال طالبانی رهبر PUK   در دمشق بود . به علاوه تا سال 1998 سوریه حامی حزب کارگران کرد (PKK  ) ترکیه بود و دولت حافظ اسد، فعالیت‌های سیاسی خود را در کنار کردهای خود در کنار KDP   و  PKK   بر ضد بغداد و آنکارا هدایت می‌کرد».

بهترین دلیل بر مدعا، اقرار همین انجمن [اسرائیل – کُرد] است که می‌نویسد: «اولین بار در سال 1984 بود که بیداری کردهای سوریه با الهام از جنگ چریکی PKK   در ترکیه به وقوع پیوست . هرچند که دمشق نارضایتی فوق را تا بیش از دو دهه مدیریت کرده است.»

 – علنی‌تر شدن هدف امریکا در ایجاد کردستان مستقل:

تمامی شواهد، اسناد و تحرکات تاریخی اکراد تجزیه طلب ایران و دولت‌های حاکم در یک قرن اخیر به خوبی گواه بر این مدعاست ، که امریکا هدف تشکیل کشور مستقل جدیدی به نام «کردستان بزرگ!!» که متشکل از اراضی و اکراد کردستان‌های ایران، عراق، ترکیه و سوریه می‌باشد را، دست کم از یکصد سال پیش دنبال می‌کند، اما چنان چه بیان شد، جغرافیای سیاسی منطقه و شرایط اسرائیل، امید به نتایج پیمان کمپ‌دیوید و نیز مشکلات، سبب تعلل و حرکت گام به گام گردیده بود. اما تعقیب این هدف هیچ‌گاه متوقف نگردید.

به نظر امریکا، در صورت تشکیل کشور و دولت مستقلی به نام کردستان در این منطقه، اولاً کشوری با جمعیتی مناسب تشکیل می‌گردد، که به هیچ وجه قابل قیاس با کشور سه تا پنج میلیونی رژیم صهیونیستی( اسرائیل) که اغلب مهاجرین امریکا، اروپا، روسیه و ... می‌باشند نخواهد بود. ثانیاً اغلب این افراد کُرد می‌باشند، لذا نه تنها نیازی به تزریق جمعیت از کشورهای دیگر نخواهد داشت، بلکه این سرزمین مانند فلسطین، مدعی دیگری جز اتباع خودش نخواهد ندارد و ثالثاً تاسیس چنین کشوری خیالی، پایگاه اصلی و اسرائیل دومی برای این سوی خاورمیانه خواهد بود.

لذا همبستگی، همکاری و تقویت گروه‌های تجزیه طلب کرد ایران،با اسرائیل را از سه دهه پیش تا کنون تقویت کرده است و گروه‌های مسلح را از ایران و ترکیه به شمال عراق(اقلیم کردستان و قندیل) و سپس گروه‌های ترک و عراقی را به سوریه کوچ داده است.

در واقع اسرائیل فعلی و کردستان خیالی مورد نظر امریکا – اسرائیل، برای امریکا به منزله دو بازوی اجرایی قدرتمند در منطقه‌ی خاورمیانه خواهند بود. لذا شاهدیم نقشه‌ای که ارائه می‌دهند، نه کردستان مستقل سوریه، نه کردستان خود مختار عراق، نه کردستان تجزیه‌طلب ترکیه و نه کردستان وفادار به کشور ایران است، بلکه یک نقشه‌ کلی، شامل همه‌ کردستان‌ها می‌باشد، با پرچمی واحد شبیه به پرچم کردستان خود مختار کنونی در عراق، به عنوان اولین کردستانی که استقلال ظاهرا نسبی یافته است!!!

 شاید مردم عامی گمان کنند که شورش‌های اخیر سوریه، شورش یا اعتراضی مردمی، مانند سایر کشورهای اسلامی عرب، از سوی اتباع سوریه علیه دولت حاکم و حافظ اسد رئیس جمهور فقید، می‌باشد! در حالی که اغلب آنها اکراد تجزیه طلب بودند و به محض آغاز اغتشاشات و مقابله‌ جدی دولت سوریه، به طرف کردستان سوریه کوچ کردند و سریعاً مورد حمایت امریکا،اسرائیل،انگلیس، فرانسه و ... قرار گرفتند.

البته در رسانه‌ها و اخبار صهیونیسم خبری و بالتبع رسانه‌های جهان، که معمولاً منبع تغذیه‌ای جز اخبار آنها ندارند، سخنی از عرب، کرد، کردستان، تجزیه طلبی و ... به میان نمی‌آید، بلکه فقط می‌گویند: مردم سوریه نیز مانند سایر کشورهای عربی قیام کرده‌اند و باید مورد حمایت قرار گیرند. در حالی که اولاً مردم سوریه به شدت طرفدار بشار اسد هستند، ثانیاً قیام مردم در کشورهای عربی بیشتر به خاطر وابستگی به غرب و نوکری اسرائیل توسط دولت‌هایشان و تحمیل ذلت به مردم بوده است و سوریه کشور قدرتمندی مقابل اسرائیل است و ثالثاً اغلب جریان‌های شورشی در سوریه، توسط گروه‌های کُرد و تجزیه‌طلبی صورت پذیرفته یا هدایت می‌شود که اساساً سوری نیستند و اهل کردستان ترکیه یا عراق می‌باشند. مانند احزاب PUK   - KDP   و  PKK  .

"جمهوری اسلامی ایران،محبوب ترین دولت مردمی در کردستان

ایران"

امروزه «محبوبیت و نفوذ در اذهان عمومی» به مراتب بیش از دیپلماسی بین دولت‌ها در قدرت و استحکام یک رژیم سیاسی نقش ایفا می‌کند و به همین دلیل کشورهای قدرتمند، حتی در وزارتخارجه‌ خود بخشی به نام «دیپلماسی ملت‌ها – یا مردمی» دایر نموده‌اند.

محبوبیت و نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی ایران در میان سایر ملل مسلمان جهان [که خار چشمی کور کننده برای استکبار و صهیونیسم بین‌الملل است]، نه به خاطر «ایرانیت» یا برخورداری ایران از قدمت تاریخی است، چرا که هر ملتی برای خود تاریخ و حب وطن دارد و هیچ لزومی ندارد که به سیاستمداران یا دولتمردان کشورهای دیگر علاقمند شود، بلکه به این خاطر است که معمار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره)، از همان ابتدای انقلاب «اسلام» را شعار خود قرار داد و پس از امام نیز با زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، همین سیاست دنبال شد و اسلام، محبوبی بسیار والامقام‌تر، قوی‌تر و دائمی‌تر از کشور یا ملیت (ناسیونالیسم) است.

بدیهی است شخص یا حکومتی که مدعی اسلامیت است، باید همه‌ مسلمانان را یکپارچه ببیند و دشمن اصلی و خطر دور ونزدیک جامعه‌ی یکپارچه اسلامی را شناخته و هدف قرار دهد، لذا دشمنی با امریکا در تبلور «اسرائیل» اولین شاخصه‌ی یک حکومت اسلامی معرفی و مورد استقبال اذهان عمومی مسلمین جهان قرار گرفت.

همراهی و همسویی مردم کردستان ایران،با دولت جمهوری اسلامی بشدت گروهکهای تجزیه طلب را نگران کرده و به این واقعیت که  هرگز،سناریوی تجزیه طلبی در ایران،به واقعیت نخواهد پیوست،اذعان کرده اند. استقبال عظیم مردم کردستان در سالهای اخیر از مقام معظم رهبری و همچنین مردم کرمانشاه، در روزهای گذشته،موجبات یاس و ناامیدی تجزیه طلبان را فراهم ساخته است.

چنان چه در سطر بالا نیز بدان اشاره شد ، سیاست قطعی امریکا مبتنی بر تشکیل کردستانی واحد و تبدیل آن به اسرائیل دوم در شمال خاورمیانه با همراهی وطن فروشان و تجزیه طلبان کومله،دمکرات و پاک، است. کار اسرائیل عملاً تمام شده است. این رژیم،بیش از منطقه خود نقشی نخواهد داشت و در منطقه نیز موفق نخواهد بود.

دیگر اذهان عمومی جهان - به برکت مواضع، روشنگری و استقامت جمهوری اسلامی ایران - با حقانیت مردم فلسطین و نیز غاصب و جانی بودن رژیم جعلی و غاصب اسرائیل آشنا شده‌اند و اسرائیل نه تنها از هیچ حمایتی برخوردار نیست، بلکه روز به روز از مشروعیت و مقبولیت‌اش در سطح بین‌الملل کاسته می‌شود. پس کار اسرائیل تمام است.

با این اوصاف حمایت عبدالله مهتدی سرکرده کومله و حسین یزدان پناه سرکرده پاک،از اسرائیل نیز جالب توجه است. اخیرا چند نفر از افسران نظامی اسرائیل،به اردوگاههای کومله،دمکرات و پاک،مراجعه کرده و به اعضای این گروهکها،آموزشهای تروریستی ارائه می دهند.

اسرائیل در سابق هم نقشی در شمال خاورمیانه نداشت، چه رسد اکنون. لذا با تشکیل یک کردستان واحد،در این منطقه، برای امریکا ، اسرائیل دیگری لازم بوده و هست. لذا شاهدیم که امریکا و اسرائیل نه تنها در تحقق ژئوپلوتیک کردستان مستقل تلاش دارند، بلکه در راستای یهودی‌سازی آن یا دست کم یهودی نشان دادن آن نیز گام بر می‌دارند و تشکیل انجمن کُردهای یهودی – انجمن اسرائیل، کرد – تعاملات گسترده‌ی اسرائیل با کردهای سوریه و ...، همه در همین راستا می‌باشد.

بی‌تردید، امریکا در مدیریت بحران عظیمی که در منطقه پیش آمده است، به هیچ وجه نمی‌خواهد فرصت را برای تجزیه‌ کردستان ایران با کمک این گروهکها را، از دست بدهد. هم زمان با گسترش بحران از تونس به مصر، لیبی، یمن و بحرین، گروه‌های مسلح بسیاری از کردستان ترکیه و عراق که تماما کرد ایرانی و ترکیه ای هستند، رهسپار شهرهای سوریه می‌شوند و با کمک برخی از جریان‌های پنهان موافق امریکا و اسرائیل / در سوریه، دست به اغتشاشات و آشوب‌های گسترده‌ای می‌زنند و در برخورد رژیم سوریه [بشار اسد] با آنان که با برخورداری از حمایت گسترده مردمی صورت می‌گیرد، همگی به بهانه فرار به طرف کردستان سوریه رفته و در آنجا مستقر می‌گردند. اگر تنها در ماه گذشته،نگاهی به سایتهای گروهکهای کومله، دمکرات و پاک بیندازید،متوجه این واقعیت ملموس خواهید شد.

از اینجا به بعد، هدف امریکا مبنی بر جدا سازی کردستان ایران از ایران آشکارتر می‌گردد. امریکا الگوی عملکرد در لیبی را برای اجرا در ایران مناسب می‌خواند و برای حمله نظامی به ایران، و  لشکر کشی به کردستان اعلام آمادگی می‌نماید ... حمایتهای عبدالله مهتدی سرکرده کومله از طرح و سناریوی حمله نظامی امریکا به ایران،نشان دهنده پیروی این تروریست، از استکبار جهانی با هدف تشکیل دولت کردستان حامی اسرائیل در منطقه می باشد.

در آنسوی میدان و در کشور دوست و همسایه، ترکیه نیز/ متقابلاً تهدید می‌شود که اگر به تجزیه‌طلبی کُردها در سوریه کمک نکند، گروه‌های مسلح به کردستان عراق و ترکیه بازخواهند گشت و مورد حمایت امریکا و اروپا قرار خواهند گرفت و نیز تهدید می‌شود که عضویتش، در اروپای متحد، به طور کلی ملغی می‌گردد و تهدید می‌شود با جمعیتی مسلمان، نمی‌تواند در کنار جمهوری اسلامی ایران قد علم کند و آلترناتیوی در جهان اسلام باشد و ... .

 اما برای ترکیه، نیازی به این تهدیدها نیست. چون ترکیه به عنوان یک دوست قدیمی و مرکز ناتو و متحد استراتژیک اسرائیل، و به عنوان تنها کشوری که [به ظاهر] می‌تواند آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی ایران در اذهان عمومی مسلمین و به ویژه مسلمانان ترکیه باشد، به خوبی نقش خود را بر اساس سناریو تدوین و دیکته شده ایفا می‌نماید و هم چنان امیدوار است که خدماتش امتیازی برای پیوستن به اتحادیه اروپا قلمداد گردد.

ولی بعید است چنین اتفاقی حتی در یک دهه‌ دیگر صورت ‌پذیرد، چرا که ترکیه هنوز باید خدمات بیشتری ارائه دهد و هزینه‌های سنگین‌تری متقبل گردد و چه بسا در این مسیر به سرنوشت عراق یا مصر مبتلا گردد.اما در ایران اوضاع با ترکیه تفاوت دارد و این تفاوت ساختاری و ریشه ای کشورمان با ترکیه،در حمایت مردم کردستان ایران از دولت خدمتگذارشان می باشد.

مسئله ای که در ترکیه کمتر شاهد آن هستیم. اتکای جمهوری اسلامی به مردم کردستان،توطئه و نقشه تجزیه طلبان را خنثی کرده و مردم این منطقه از ایران،دوشادوش دولت خود و همراه و همگام با ولایت فقیه،این انقلاب را به پیش برده و خواهند برد.

البته امریکا نیز به خوبی می‌داند که در شرایط طبیعی حتی تا 50 سال دیگر نیز نمی‌تواند، اهدافی همچون تجزیه کردستان ایران را محقق نماید، چه رسد به این که شرایط غیر طبیعی نیز خلاف میل صهیونیسم بین‌الملل رقم بخورد.

 چرا که کُردهای ایرانی، ترک، عراقی و سوری، هر کدام دارای فرهنگی خاص و تعصبات شدید دینی و ملی میهنی هستند [و کُردهای ایرانی مکرر این معنا را در میادین مختلف، به اثبات رسانده‌اند]، اما این دلیل نمی‌شود که امریکا دست از این هدف بردارد.

لذا به حضور نظامی در یک نقطه و ایجاد اغتشاش در نقاط دیگر امید بسته است و گمان بر این دارد که اگر در کردستانی (مانند سوریه) حضور نظامی یابد، می‌تواند در هر کردستانی آنهم مانند کردستان انقلابی ایران، ایجاد اغتشاش نموده و سپس با کمک سرکردگان کومله و دمکرات، به بهانه‌ دفاع از مردم آن کردستان به اصطلاح «جنگ اخلافی» راه ‌انداخته و حضور نظامی یابد.

ایجاد دولت کردی-اسرائیلی در ایران

ایجاد دولت کردی-اسرائیلی در ایران
 
توسط سرکردگان کومله و دمکرات کردستان صورت می پذیرد؛
 
 
چندی پیش نماینده سرویس جاسوسی امریکا"سیا"در قالب کنسولگری امریکا در عراق دیدارهای مهم و محرمانه ای با سرکردگان کومله،دمکرات و پاک داشت و در این دیدارهای پشت پرده،نقشه و سناریوی تجزیه کردستان ایران،توسط این شخص"کاساریکا" در اختیار سرکردگان این گروهکهای تجزیه طلب و تروریستی،گذاشته شد...

بولتن نیوز: حدود 30 سال پیش، تفکر و ایده ای، مبنی بر این که امریکا (صهیونیسم بین‌الملل) قصد دارد با تشکیل کردستانی واحد از کردستان‌های ایران، عراق، ترکیه و سوریه، اسرائیل دومی در این سمت خاورمیانه ایجاد نماید و آن را به یک پایگاه نظامی کامل و مرکز شرارت و تجاوز به کشورهای مجاور قرار دهد، موضوع غیر قابل باور و تصوری بود.


اکنون بیشتر شاهد تلاش سرویسهای جاسوسی اسرائیل،امریکا و انگلیس جهت تحقق گام به گام، اما سریع این هدف شوم،یعنی تجزیه کردستان با کمک سرکردگان گروهکهای تروریستی و منحله کومله(عبدالله مهتدی-سید ابراهیم علیزاده)،دمکرات(خالد عزیزی-مصطفی هجری) و پاک یا حزب منحله آزادی کردستان(حسین یزدان پناه- قاضی) هستیم.

چندی پیش نماینده سرویس جاسوسی امریکا"سیا"در قالب کنسولگری امریکا در عراق دیدارهای مهم و محرمانه ای با سرکردگان کومله،دمکرات و پاک داشت و در این دیدارهای پشت پرده،نقشه و سناریوی تجزیه کردستان ایران،توسط این شخص"کاساریکا" در اختیار سرکردگان این گروهکهای تجزیه طلب و تروریستی،گذاشته شد.

اگر چه آن زمان اسناد خاصی برای اثبات ادعای طرح تجزیه طلبی در کردستان توسط این گروهکها در اختیار نبود، اما پیش‌بینی های مقامات وقت ایران نیز مبتنی بر حدس و گمان نبود، بلکه مطالعه‌ رفتارهای ضد و نقیض غرب و مشاهده‌ نحوه‌ تحرکات عناصر تروریستی کومله و دمکرات در مناطق کُرد نشین، از قبیل ترور،اخاذی،حمله به مردم بی دفاع،حمله به پایگاههای نظامی، درگیری‌ها و ملاحظه ‌سیاست‌های چند پهلوی غرب، با به کاربستن تجربیات انقلاب اسلامی ایران، این فرض را حتمی نموده بود.در آن برهه‌ که گروه کومله به اصطلاح «چپ» به سرکردگی عبدالله مهتدی، که در ایران دست به اسلحه برده بود و تحت عناوین و اسامی متفاوتی در کردستان و دیگر شهرها جنگ و درگیری را آغاز کرده بود،همگان گمان می‌کردند که الزاماً جناح‌های لیبرال به غرب [امریکا و انگلیس] وابسته‌اند و جناح‌های چپ نیز به شرق با مرکزیت مسکو، پکن یا در نهایت کوبا وابستگی دارند. این باور عمومی در سرتاسر جهان و از جمله در ایران ادامه داشت ، تا این که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) در یک بیان خود راجع به این گروهک تروریستی و مرتد، فرمودند: «این چپ‌های امریکایی!».


البته در آن موقع این اصطلاح و نام جدید، آن هم بر روی این گروه چپ‌ و کمونیست، خیلی عجیب به نظر می‌رسید و شاید بسیاری نیز باور نکردند که «چپ دست‌ساز امریکا» نیز وجود دارد. اما دیری نگذشت که مشاهده شد هیچ یک از آنها به شوروی یا چین فرار نکردند، بلکه همگی راهی شمال عراق(اقلیم کردستان) و اروپا شدند و اروپا (به ویژه انگلیس، فرانسه ، آلمان، امریکا و اسرائیل) نیز با آغوش باز آنها را پذیرفتند و امریکا نیز با جذب سرکردگان کومله و دمکرات، به روش‌های متفاوت به حمایت از آنها برخاست و حتی ایستگاه‌های رادیویی، تلویزیونی، اطلاعات امنیتی، تسلیحات، تشکیلات و ... را چه در اقلیم کردستان و چه در اروپا و خاک امریکا،در اختیارشان گذاشت.



تجزیه طلبی گروهکهای کردی ایران و دفاع اروپا:

در آن هنگام که گروه کرد و چپ‌گرای کردستان ایران به نام کومله، به رهبری عبدالله مهتدی، با پرچم سرخ داس و چکشی، تحرکات نظامی ، تروریستی و تجزیه‌طلبانه‌ خود را آغاز کرد و دولت وقت مرکزی ایران (در اواخر دهه پنجاه و دهه شصت هجری شمسی) ، از زمین و هوا آنها را هدف قرار داد، جا داشت که شوروی سابق، که کومله داعیه الگو برداری از سیاستهای چپ گرایانه آنها را دارد از این گروهک کمونیستی، حمایت می کرد، اما نه تنها هیچ گاه چنین اتفاقی هرگز نیفتاد، بلکه کشورهای اروپایی و خصوصا امریکا، ضرورت رعایت دمکراسی و حقوق‌بشر نسبت به کردها را مکرر به دولت وقت جمهوری اسلامی ایران، متذکر می شدند و بدرفتاری با آنان را یکی از موارد عدم رعایت حقوق بشر!!! بر می شمردند!


در همین راستا دولتهای غربی به سرکردگان و اعضای تروریست کُرد ، بدون هیچ معطلی و گزینشی پناهندگی سیاسی دادند و حتی همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور وقت فرانسه نیز به عنوان دفاع از حقوق مردم کُرد، به پایگاههای تروریستی گروهکهای کومله و دمکرات در شمال عراق سفر کرد و یک NGO، نیز جهت تداوم این حمایت‌ها در فرانسه تشکیل داد. در آلمانی که دیگر به کردهای ایران حتی اقامت هم نمی‌داد، فقط اذعان شفاهی مبنی بر طرفداری از گروه تروریست و کمونیست ایران(کومله) برای اخذ پناهندگی سیاسی کافی بود و اگر نامه‌ای از عبدالله مهتدی سرکرده کومله، مبنی بر عضویت در این گروه تروریستی نیز ارائه می‌شد، تمامی موانع برطرف می‌گردید(؟!)

البته در آن دوران، شرایط جهان و کشورهای مورد نظر، به هیچ وجه برای تجزیه خواهی مناسب نبود. تنها کشوری که در آن شرایط برای آغاز تجزیه مناسب به نظر می‌رسید، جمهوری اسلامی ایران بود که به نظر می‌آمد به خاطر انقلاب و تغییر نظام، دچار بی‌ثباتی شده بود و این با توجه به نوپا بودن این نظام مردمی،امری طبیعی بود، جمهوری نوپای اسلامی ایران، ارتش و لشکری با ثبات ندارد و بر کشور نیز مسلط نیست. گمان آنها نیز این بود که به رغم سقوط شاه و سلسله‌ پهلوی، این نظام با کمک گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات و با همراهی عبدالله مهتدی و قاسملوی تروریست، سرکرده وقت حزب منحله و تروریستی دمکرات 40 روز، سه ماه، شش ماه یا در نهایت دو سال بیشتر دوام نخواهد ‌آورد.لذا فرصت را برای ایجاد اغتشاش و ادعای تجزیه‌ خواهی در کردستان ایران مناسب دیدند و جنگ داخلی را با کمک این گروهکها و اشرار تروریست کردی، به راه انداختند و با همین خیال خام و طمع باطل، صدام را نیز جهت تجزیه‌ بخش‌های جنوبی ایران، تحریک و به جنگ علیه ایران ترغیب کردند. گرچه صدام حسین در حمله نظامی به ایران،کومله و دمکرات را نیز با خود،همسو کرده بود و با خرید آنها اقدامات و جنایات زیادی را بر علیه مردم بی دفاع ایران و حتی کردستان،آغاز کرده بودند،اما البته طولی نکشید که از جان گذشتگی ایرانی‌ها و ویژه مردم کردستان در دفاع از تمامیت ارضی کشورشان، تحت رهبری ولایت فقیه،(حضرت امام خمینی " ره ") آنها را از تحقق زودرس این هدف نا امید ساخت.


در آن برهه از زمان، تحریک کردهای عراق نیز میسر نبود، چرا که همگی تحت سلطه و زیر چکمه‌های دژخیمی چون صدام بودند. صدامی که به راحتی هموطنان را خود در بخش کردستان عراق [حلبچه] هدف بمباران‌های شیمایی قرار می‌داد.صدامی که با کمک سرکردگان کومله و دمکرات،مخفیگاههای پیشمرگان طالبانی و بارزانی را شناسایی و هدف قرار می داد و هم چنین شرایط ترکیه به عنوان مرکز نظامی ناتو، همسایه شوروی و ایران و عراق در حال جنگ و هم مرز با اروپا نیز مناسب نبود. و به ویژه با توجه به گرایشات و تعصبات اسلامی و انقلابی مردم ترکیه که متوجه انقلاب ایران شده بودند و تعصبات ملی آنها بر سر تمامیت ارضی، که حاضر به تجزیه‌ کردستان ترکیه نبوده و هنوز هم نیستند، ایجاد نا آرامی در آن کشور مصلحت نبود و هنوز هم نیست.


جداسازی کردستان عراق، تحقق گام اول:

اما، پس از فریب صدام با نشان دادن چراغ سبز برای حمله به کویت و جنگ رسانه‌ای امریکا جهت توجیه اذهان عمومی برای حمله‌ی نظامی مستقیم و اشغال عراق به بهانه‌ی برخورداری صدام از سلاح‌های کشتار جمعی که هیچ‌گاه پیدا نشد از یک سو و حادثه‌ی ساختگی 11 سپتامبر برای حمله‌ی نظامی مستقیم و اشغال افغانستان از سوی دیگر، شرایط [دست کم به ظاهر] برای تحقق اهداف امریکا در ایجاد خاورمیانه جدید به مرکزیت اسرائیل مناسب می‌نمود.اولین هدفی که امریکا هیچ اهمال و اغماضی در آن نکرد، جداسازی «کردستان عراق» بود تا اولین گام عملی را در این زمینه بردارد و اولین امکان «ارضی» ایجاد شود.


و البته با توجه به اذهان عمومی مردم عراق و حساسیت آنها نسبت به جدا شدن بخشی از خاکشان و هم چنین فشارهای همسایگانی چون ایران که تنها قدرت با ثبات منطقه به شمار می‌رفت (و می‌رود)، جدا سازی رسمی و علنی ممکن نبود، لذا نام «ایالت خود مختار» را بر‌آن گذاشتند. اما از رئیس، پایتخت و پرچم جداگانه‌ای برخوردار شد(؟!)

هم زمان ترکیه نیز با فشار اذهان عمومی مسلمین شاهد تحولات عظیمی در عرصه‌ی سیاست و حکومت گردید که به نظر بسیار مثبت و برای مسلمانان راضی کننده به نظر می‌رسید. بالاخره در میان تمامی گروه‌ها و احزاب اسلامی، حزب ملی‌گروش به رهبری اربکان – که مشابه جبهه ملی و نهضت آزادی ایران – بود، به مجلس راه یافت و از همان طریق به نخست وزیری نیز دست یافت. اگر چه قدرت فرماندهان نظامی با همکاری احزاب لائیک نه تنها موجب برکناری اربکان شد، بلکه او را به دادگاه کشیده و به زندان و انفصال از مشاغل سیاسی نیز محکوم کردند، اما از این جریان که متکی به موج اسلامخواهی مردم ترکیه بود، متوقف نشد و حزب منحله‌ی ملی گروش، به نام حزب رفاه، حزب سلامت و سپس حزب عدالت و توسعه به کار ادامه داد تا آن که بالاخره رجب طیب اردوغان از همین حزب با قدرت تمام و پشتیبانی مطلوب اذهان عمومی مسلمین به قدرت رسید، که از تحلیل بیشتر چرایی و چگونگی به قدرت رسیدن این حزب و رجب طیب اردوغان صرفنظر می‌شود تا از موضوع اصلی بحث انحرافی حاصل نگردد.


مهم این است که در همین کوران تحولات منطقه‌ای (در زمان دمیرل، ازوال و سپس تانسو چیلر)، نه تنها پایگاه هوایی ایننجرلیک در جنوب ترکیه تأسیس شد و در اختیار جنگنده‌های امریکایی و سپس اسرائیلی قرار گرفت، همکار‌های استراتژیک ترکیه و اسرائیل نیز با سرعت تمام گسترش یافت.

تنها امتیاز اعطا شده به ترکیه بابت این خدمات، به قدرت رسیدن آرام و بی‌سر و صدای اسلامگراها از یک سو و دستگیری به ناگاه عبدالله اوجالان در حال پرواز به یکی از کشورها، توسط پلیس یونان در هواپیما و تسلیم وی به دولت ترکیه بود که گفته شد تقدیمی موساد به دولت ترکیه بود. دو حادثه و تحولی که هر دو [به ظاهر] در راستای خواست مردم مسلمان ترکیه بود و این تحولات توجهات اسلامخواهان را از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، متوجه داخل و دستآوردهای غرور‌آفرین دولتشان می‌کرد.

 

کوچ اجباری کُردهای تجزیه طلب:

با فروپاشی شوروی سابق و حمله‌ نظامی امریکا به عراق در جنگ موسوم به خلیج فارس و برخورداری ترکیه از قدرت سیاسی و نظامی مضاعف به خاطر هم پیمانی با امریکا و اسرائیل و استقرار پایگاه هوایی اینجرلیک، انتظار طبیعی مردم ترکیه این بود که دیگر در شرق کشور خود [کردستان ترکیه] شاهد تحرکات تجزیه‌طلبانه نباشند. از این رو حملات هوایی و زمینی ارتش ترکیه به کردهای آن کشور تشدید شد و سعی شد تا تمامی گروه‌های مسلح، به ویژه پ.ک.ک به سوی کردستان عراق رانده شوند.

تمامی گروه‌های مسلح تجزیه طلب و از جمله پ.ک.ک که بعد از دستگیری عبدالله اوجالان به ظاهر رهبری هم نداشت، در کردستان عراق جای گرفتند. در ایران نیز تمامی گروهکهای تجزیه طلب منجمله کومله و دمکرات،بعد از فرار از کردستان ایران،به اقلیم کردستان عراق،پناه برده و پایگاههای تروریستی خود را در این منطقه از عراق تاسیس کردند. صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق،اردوگاههای " بوتی"، " بودیسان"،زرگویز"،"زرگویزله" و و و را در اختیار آنها قرار داد و از انواع کمکهای مالی و تسلیحاتی گرفته تا.... را در اختیار سرکردگان کومله و دمکرات قرار داد تا به این وسیله از آنها به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران،استفاده کند. همراهی کومله و دمکرات در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران و خلق جنایات تکان دهنده این اشرار امریکایی-اسرائیلی،جهان را به شگفتی وا داشت.

در حالی که در ایران و خصوصا کردستان،ملت رشید ایران اسلامی،از کودک گرفته تا نوجوان،جوان،پیر،زن،مرد،دختر و پسر،دوشادوش رزمندگان اسلام به دفاع از تمامیت ارزی میهن اسلامی،مشغول بودند و خون دادند و شهید و جانباز نثار این انقلاب کردند،این گروهکهای وطن فروش، و مستمری بگیر رژیم بعث عراق،دوشادوش این رژیم جنایتکار،به رزمندگان اسلام و مردم بی دفاع شهرها و روستاهای کشور حمله ور می شدند.

 

خیانت ،وطن فروشی و مزدوری سرکردگان کومله و دمکرات،جهانیان را انگشت به دهان گذاشته بود و همه در تعجب بودند که این گروهکهای کرد ایرانی،چطور حاضر شده اند در جریان این جنگ خونین و نابرابر،دست در دست دشمن نهاده و به کشور و مردم خود،خیانت کنند.

 

اما در ترکیه و پس از استقرار و سلطه‌ کامل نیروی نظامی امریکا بر عراق و استقرار رسمی کردستان عراق، به عنوان ایالتی خودمختار به ریاست مسعود بارزانی، حملات این کشور به گروهک تروریست و تجزیه طلب ترکیه(پ.ک.ک) نیز، کمتر و کمتر شد!!!!

 

پیگیری هدف اسرائیلی – امریکایی با ایجاداغتشاش در کردستان ایران:

این تحولات به آرامی ادامه داشت تا آن که به ناگاه مردم مسلمان تونس به پا خواستند و قیام آنها به سرعت به کشورهای مصر، لیبی، یمن و بحرین سرایت کرد. شوک عجیبی بود. ضربه‌شدیدی به پیکره‌ صهیونیسم بین‌المللی وارد شد و بحران‌ها و سونامی‌های اقتصادی نیز موجی بر روی موج، قدرت استکباری غرب را تضعیف می‌کرد.

ابتدا سکوت عجیبی حکمفرما شد. اما امریکا گفت: چاره‌ای از سقوط حکومت‌های دیکتاتور در منطقه نیست، اما در اندیشه‌ایم تا بتوانیم بحران‌ها را مدیریت کنیم. هر بحرانی به نسبت مدیریت شد. مصر به دست نیروی نظامی مصر که از قدیم عامل و شریک پنتاگون وزارت دفاع امریکا بود افتاد، قذافی به کشتار تحریک شد تا ناتو وارد عمل گردد، حکومت بحرین با کمک نیروهای نظامی سعودی، اردن، امارات و سپاه صحابه پاکستان و نیروهای پلیسی و اطلاعاتی اسرائیل و کشتار وحشتناک مسلمانان و به ویژه شیعیان استقامت کرد و در یمن نیز به علی عبدالله صالح که قبل از همه قصد فرار داشت، پشتیبانی و اطمینان داده شد.

اما در مدیریت بحران فزاینده منطقه توسط امریکا، فرصت برای ایجاد اغتشاش در «کردستان ایران» نیز به عنوان تنها سنگر مستحکم در مقابل امریکا _ اسرائیل و قوی‌ترین سد مقابل طرح و رویایی سقوط ایران و کردستان، با توجه به جوّ حاکم اعتراض آمیز در اغلب کشورها، بسیار مناسب به نظر رسید، لذا سازماندهی‌ کُردهای تجزیه‌ طلب کردستان ایران، مجددا و پس از عبور از دهه شصت،با هدف نهایی ایجاد اراضی برای پروژه‌ کردستان امریکایی- اسرائیلی، با حمایت سرویس های جاسوسی اروپایی، طرفدار امریکا و اسرائیل/ آغاز شد و کردستان ایران می بایستی، سریعاً به یک بحرانی که به ظاهر شبیه اعتراضات مردم در کشورهای منطقه بود، شکل می گرفت.

امریکا که مواضعش مقابل تظاهرات‌های مردم در مصر، یمن، لیبی و به ویژه بحرین معلوم بود، به انضمام اسرائیل، سعودی، انگلیس و ...، همه به دفاع از تروریستهای کومله و پرداختند و امریکا سریعاً برای حمله نظامی اعلام آمادگی کرد و از همه جالب‌تر آن که به ناگاه، ترکیه که تا سال گذشته از زمین و هوا به گروه تجزیه طلب پ.ک.ک، حتی در داخل خاک عراق حمله می‌کرد، در آنسوی میدان، به خواست امریکا،دولت سوریه را که نیز با بحران حضور گروههای تروریستی کردی،مواجه بود، را مخاطب عتاب‌های سیاسی - نظامی قرار داده و تهدید به حمله نظامی کرد.!!!


تاریخچه‌ی تشکل گروه‌های تروریستی کردی در کردستان ایران:

در این بخش ضروری است که مختصری به تاریخچه‌ تشکل گروهکهای کردی تروریست در ایران اشاره گردد. جمهوری اسلامی ایران، همانند سوریه، عراق و ترکیه، چند استان کرد نشین دارد. دولت کریمه جمهوری اسلامی،علی رغم تمام دست اندازی ها و ایجا نا امنی های گسترده در این منطقه از خاک ایران،توسط گروهکهای تروریست کومله،دمکرات و پاک،همواره به مردم این منطقه خدمت کرده و شرایط خوبی را برای سرمایه گذاری در این منطقه فراهم ساخته است.

 

برق رسانی به تمامی روستاهای کشور،جاده سازی در مناطق صعب العبور،ایجاد کارخانه های بزرگ در کردستان در راستای ایجاد اشتغال برای جوانان منطقه،در اختیار گذاشتن زمین های کشاورزی به مردم بی بضاعت و و و از دست آوردهای جمهوری اسلامی برای مردم کردستان ایران بوده است.

 

ایران-سوریه، تجزیه طلبان و تفاوتها!

 

در زمینه بحث تجزیه طلبی و حضور این گروهکها در ایجاد ناامنی در منطقه، ایران با کشور همسایه، سوریه تفاوت هایی دارد. کردستان سوریه، با توجه به جغرافیای استراتژیک آن از یک طرف، و نزدیکی به اسرائیل و هم چنین ضعف قدرت سیاسی نظام حاکم در همه‌ دوران‌ها، همیشه به عنوان گام اول، بیشتر هدف سیاستگذاری‌های غرب قرار داشته است، چرا که سوریه از شرایط بهتری برای تجزیه طلبی نسبت به جمهوری اسلامی ایران، برخوردار بوده است.

 

«انجمن رسمی اسرائیل – کُرد»، زیر ساخت سیاسی هدف امریکا مبنی بر ایجاد اسرائیل دوم در منطقه محسوب می‌گردد. این انجمن در وب‌سایت خود، پس از مظلوم‌نمایی برای اکراد و به ویژه در ایران و سوریه می‌نویسد: «ناسیونالیسم عرب و فارس، همیشه کردها را در حاشیه قرار داده است.

 

تنها در زمان حکومت فرانسه بر سوریه طی سال‌های 1920 تا 1946 شاهد بودیم ،که کردهای سوریه از حقوق شهروندی بیشتری نسبت به اکراد ایران، ترکیه و عراق برخوردار بودند، اما با ورود و آغاز استقلال در سوریه، این وضعیت به طور کلی تغییر یافت» - این سایت تعداد کلیه‌ اکراد مقیم سوریه را 300 هزار نفر و تمرکز آنها در استان‌های شمالی حلب ، الرقه ، الحکه و حتی دمشق قید کرده است و تعداد اکراد مقیم ایران را یک میلیون نفر در استانهای کردستان،کرمانشاه و ایلام! تخمین زده است.

 

همین سایت - اگر چه هدف دیگری در مظلوم‌نمایی گروههای تروریستی کرد در ایران و سوریه را دنبال می‌کند - اما اذعان دارد که «در سال 1963، محمد طالب هلال، یک مقام ارشد حاکم در حزب بعث سوریه ، مدرکی محرمانه دال بر این که کردهای سوریه اغلب، سوریه‌ای نیستند و آنها را دشمن داخلی می‌خواند، به دولت داد که موجب سرشماری جدید و خارج شدن 120 تا 150 هزار کرد دیگر از شهروندی سوریه‌ گردید».

 

همین اقرارها نشان می‌دهد که اکراد تجزیه‌ طلب سوریه، اگر چه به ظاهر تمایل به شرق و کمونیست داشتند، اما از همان آغاز مورد نظر و حمایت غرب [به ویژه دولت فرانسه که اکنون تهدید به جنگ کرده است] بوده‌اند و اکراد بسیاری از کشورهای دیگر به آن منطقه کوچ داده شده‌اند.

 

در ایران نیز اکراد تجزیه طلب مشابه سوریه،مورد نظر و تحت حمایت دول امریکایی- اسرائیلی و انگلیسی،قرار دارند،منتهی با این تفاوت که دولتهای مذکور مستقیما در این مسئله دخالت نمی کنند،اما دستگاهها و سرویسهای اطلاعاتی – امنیتی خود را وارد کازار تجزیه طلبی و مذاکرات مستقیم با سرکردگان تجزیه طلب ایران می کنند.

 

گزارشات و مستندات نشان می‌دهد که با اعمال فشار تعریف شده از سوی صدام و ترکیه، در آن زمان،حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه و پدر بشار اسد،رئیس جمهور کنونی این کشور را مجبور کردند تا برای مقابله با آنها، گروه‌های کُرد مقیم سوریه را رسمیت و قوت بیشتری دهد، تا بتواند به هنگام شرارت این دو کشور، از آنها برای ایجاد فشار در کردستان ایران ترکیه ، عراق استفاده کند.

 

اما به خوبی معلوم است که فشارهای ترکیه و صدام، ترفندی از سوی غرب، برای رسمیت بیشتر دادن به احزاب کردی در سوریه بود که اغلب آنها حتی سوری هم نبودند!!!. همین سایت می‌افزاید: «در دهه 1970 و 1980 ، سوریه بوسیله اتحاد میهن پرستانه‌ای از کردستان (PUK ) و حزب دموکراتیک کردستان (KDP ) عراق حمایت می‌شد.

 

دفتر جلال طالبانی رهبر PUK در دمشق بود . به علاوه تا سال 1998 سوریه حامی حزب کارگران کرد (PKK ) ترکیه بود و دولت حافظ اسد، فعالیت‌های سیاسی خود را در کنار کردهای خود در کنار KDP و PKK بر ضد بغداد و آنکارا هدایت می‌کرد».

 

بهترین دلیل بر مدعا، اقرار همین انجمن [اسرائیل – کُرد] است که می‌نویسد: «اولین بار در سال 1984 بود که بیداری کردهای سوریه با الهام از جنگ چریکی PKK در ترکیه به وقوع پیوست . هرچند که دمشق نارضایتی فوق را تا بیش از دو دهه مدیریت کرده است.»

 

علنی‌تر شدن هدف امریکا در ایجاد کردستان مستقل:

 

تمامی شواهد، اسناد و تحرکات تاریخی اکراد تجزیه طلب ایران و دولت‌های حاکم در یک قرن اخیر به خوبی گواه بر این مدعاست ، که امریکا هدف تشکیل کشور مستقل جدیدی به نام «کردستان بزرگ!!» که متشکل از اراضی و اکراد کردستان‌های ایران، عراق، ترکیه و سوریه می‌باشد را، دست کم از یکصد سال پیش دنبال می‌کند، اما چنان چه بیان شد، جغرافیای سیاسی منطقه و شرایط اسرائیل، امید به نتایج پیمان کمپ‌دیوید و نیز مشکلات، سبب تعلل و حرکت گام به گام گردیده بود. اما تعقیب این هدف هیچ‌گاه متوقف نگردید.

 

به نظر امریکا، در صورت تشکیل کشور و دولت مستقلی به نام کردستان در این منطقه، اولاً کشوری با جمعیتی مناسب تشکیل می‌گردد، که به هیچ وجه قابل قیاس با کشور سه تا پنج میلیونی رژیم صهیونیستی( اسرائیل) که اغلب مهاجرین امریکا، اروپا، روسیه و ... می‌باشند نخواهد بود. ثانیاً اغلب این افراد کُرد می‌باشند، لذا نه تنها نیازی به تزریق جمعیت از کشورهای دیگر نخواهد داشت، بلکه این سرزمین مانند فلسطین، مدعی دیگری جز اتباع خودش نخواهد ندارد و ثالثاً تاسیس چنین کشوری خیالی، پایگاه اصلی و اسرائیل دومی برای این سوی خاورمیانه خواهد بود.

 

لذا همبستگی، همکاری و تقویت گروه‌های تجزیه طلب کرد ایران،با اسرائیل را از سه دهه پیش تا کنون تقویت کرده است و گروه‌های مسلح را از ایران و ترکیه به شمال عراق(اقلیم کردستان و قندیل) و سپس گروه‌های ترک و عراقی را به سوریه کوچ داده است.

 

در واقع اسرائیل فعلی و کردستان خیالی مورد نظر امریکا – اسرائیل، برای امریکا به منزله دو بازوی اجرایی قدرتمند در منطقه‌ی خاورمیانه خواهند بود. لذا شاهدیم نقشه‌ای که ارائه می‌دهند، نه کردستان مستقل سوریه، نه کردستان خود مختار عراق، نه کردستان تجزیه‌طلب ترکیه و نه کردستان وفادار به کشور ایران است، بلکه یک نقشه‌ کلی، شامل همه‌ کردستان‌ها می‌باشد، با پرچمی واحد شبیه به پرچم کردستان خود مختار کنونی در عراق، به عنوان اولین کردستانی که استقلال ظاهرا نسبی یافته است!!!

 

شاید مردم عامی گمان کنند که شورش‌های اخیر سوریه، شورش یا اعتراضی مردمی، مانند سایر کشورهای اسلامی عرب، از سوی اتباع سوریه علیه دولت حاکم و حافظ اسد رئیس جمهور فقید، می‌باشد! در حالی که اغلب آنها اکراد تجزیه طلب بودند و به محض آغاز اغتشاشات و مقابله‌ جدی دولت سوریه، به طرف کردستان سوریه کوچ کردند و سریعاً مورد حمایت امریکا،اسرائیل،انگلیس، فرانسه و ... قرار گرفتند.

 

البته در رسانه‌ها و اخبار صهیونیسم خبری و بالتبع رسانه‌های جهان، که معمولاً منبع تغذیه‌ای جز اخبار آنها ندارند، سخنی از عرب، کرد، کردستان، تجزیه طلبی و ... به میان نمی‌آید، بلکه فقط می‌گویند: مردم سوریه نیز مانند سایر کشورهای عربی قیام کرده‌اند و باید مورد حمایت قرار گیرند. در حالی که اولاً مردم سوریه به شدت طرفدار بشار اسد هستند، ثانیاً قیام مردم در کشورهای عربی بیشتر به خاطر وابستگی به غرب و نوکری اسرائیل توسط دولت‌هایشان و تحمیل ذلت به مردم بوده است و سوریه کشور قدرتمندی مقابل اسرائیل است و ثالثاً اغلب جریان‌های شورشی در سوریه، توسط گروه‌های کُرد و تجزیه‌طلبی صورت پذیرفته یا هدایت می‌شود که اساساً سوری نیستند و اهل کردستان ترکیه یا عراق می‌باشند. مانند احزاب PUK - KDP و PKK .

 

"جمهوری اسلامی ایران،محبوب ترین دولت مردمی در کردستان "

امروزه «محبوبیت و نفوذ در اذهان عمومی» به مراتب بیش از دیپلماسی بین دولت‌ها در قدرت و استحکام یک رژیم سیاسی نقش ایفا می‌کند و به همین دلیل کشورهای قدرتمند، حتی در وزارتخارجه‌ خود بخشی به نام «دیپلماسی ملت‌ها – یا مردمی» دایر نموده‌اند.

محبوبیت و نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی ایران در میان سایر ملل مسلمان جهان [که خار چشمی کور کننده برای استکبار و صهیونیسم بین‌الملل است]، نه به خاطر «ایرانیت» یا برخورداری ایران از قدمت تاریخی است، چرا که هر ملتی برای خود تاریخ و حب وطن دارد و هیچ لزومی ندارد که به سیاستمداران یا دولتمردان کشورهای دیگر علاقمند شود، بلکه به این خاطر است که معمار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره)، از همان ابتدای انقلاب «اسلام» را شعار خود قرار داد و پس از امام نیز با زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، همین سیاست دنبال شد و اسلام، محبوبی بسیار والامقام‌تر، قوی‌تر و دائمی‌تر از کشور یا ملیت (ناسیونالیسم) است.

بدیهی است شخص یا حکومتی که مدعی اسلامیت است، باید همه‌ مسلمانان را یکپارچه ببیند و دشمن اصلی و خطر دور ونزدیک جامعه‌ی یکپارچه اسلامی را شناخته و هدف قرار دهد، لذا دشمنی با امریکا در تبلور «اسرائیل» اولین شاخصه‌ی یک حکومت اسلامی معرفی و مورد استقبال اذهان عمومی مسلمین جهان قرار گرفت.

 

همراهی و همسویی مردم کردستان ایران،با دولت جمهوری اسلامی بشدت گروهکهای تجزیه طلب را نگران کرده و به این واقعیت که هرگز،سناریوی تجزیه طلبی در ایران،به واقعیت نخواهد پیوست،اذعان کرده اند. استقبال عظیم مردم کردستان در سالهای اخیر از مقام معظم رهبری و همچنین مردم کرمانشاه، در روزهای گذشته،موجبات یاس و ناامیدی تجزیه طلبان را فراهم ساخته است.

 

چنان چه در سطر بالا نیز بدان اشاره شد ، سیاست قطعی امریکا مبتنی بر تشکیل کردستانی واحد و تبدیل آن به اسرائیل دوم در شمال خاورمیانه با همراهی وطن فروشان و تجزیه طلبان کومله،دمکرات و پاک، است. کار اسرائیل عملاً تمام شده است. این رژیم،بیش از منطقه خود نقشی نخواهد داشت و در منطقه نیز موفق نخواهد بود.

 

دیگر اذهان عمومی جهان - به برکت مواضع، روشنگری و استقامت جمهوری اسلامی ایران - با حقانیت مردم فلسطین و نیز غاصب و جانی بودن رژیم جعلی و غاصب اسرائیل آشنا شده‌اند و اسرائیل نه تنها از هیچ حمایتی برخوردار نیست، بلکه روز به روز از مشروعیت و مقبولیت‌اش در سطح بین‌الملل کاسته می‌شود. پس کار اسرائیل تمام است.

 

با این اوصاف حمایت عبدالله مهتدی سرکرده کومله و حسین یزدان پناه سرکرده پاک،از اسرائیل نیز جالب توجه است. اخیرا چند نفر از افسران نظامی اسرائیل،به اردوگاههای کومله،دمکرات و پاک،مراجعه کرده و به اعضای این گروهکها،آموزشهای تروریستی ارائه می دهند.

 

اسرائیل در سابق هم نقشی در شمال خاورمیانه نداشت، چه رسد اکنون. لذا با تشکیل یک کردستان واحد،در این منطقه، برای امریکا ، اسرائیل دیگری لازم بوده و هست. لذا شاهدیم که امریکا و اسرائیل نه تنها در تحقق ژئوپلوتیک کردستان مستقل تلاش دارند، بلکه در راستای یهودی‌سازی آن یا دست کم یهودی نشان دادن آن نیز گام بر می‌دارند و تشکیل انجمن کُردهای یهودی – انجمن اسرائیل، کرد – تعاملات گسترده‌ی اسرائیل با کردهای سوریه و ...، همه در همین راستا می‌باشد.

 

بی‌تردید، امریکا در مدیریت بحران عظیمی که در منطقه پیش آمده است، به هیچ وجه نمی‌خواهد فرصت را برای تجزیه‌ کردستان ایران با کمک این گروهکها را، از دست بدهد. هم زمان با گسترش بحران از تونس به مصر، لیبی، یمن و بحرین، گروه‌های مسلح بسیاری از کردستان ترکیه و عراق که تماما کرد ایرانی و ترکیه ای هستند، رهسپار شهرهای سوریه می‌شوند و با کمک برخی از جریان‌های پنهان موافق امریکا و اسرائیل / در سوریه، دست به اغتشاشات و آشوب‌های گسترده‌ای می‌زنند و در برخورد رژیم سوریه [بشار اسد] با آنان که با برخورداری از حمایت گسترده مردمی صورت می‌گیرد، همگی به بهانه فرار به طرف کردستان سوریه رفته و در آنجا مستقر می‌گردند. اگر تنها در ماه گذشته،نگاهی به سایتهای گروهکهای کومله، دمکرات و پاک بیندازید،متوجه این واقعیت ملموس خواهید شد.

 

از اینجا به بعد، هدف امریکا مبنی بر جدا سازی کردستان ایران از ایران آشکارتر می‌گردد. امریکا الگوی عملکرد در لیبی را برای اجرا در ایران مناسب می‌خواند و برای حمله نظامی به ایران، و لشکر کشی به کردستان اعلام آمادگی می‌نماید ... حمایتهای عبدالله مهتدی سرکرده کومله از طرح و سناریوی حمله نظامی امریکا به ایران،نشان دهنده پیروی این تروریست، از استکبار جهانی با هدف تشکیل دولت کردستان حامی اسرائیل در منطقه می باشد.


در آنسوی میدان و در کشور دوست و همسایه، ترکیه نیز/ متقابلاً تهدید می‌شود که اگر به تجزیه‌طلبی کُردها در سوریه کمک نکند، گروه‌های مسلح به کردستان عراق و ترکیه بازخواهند گشت و مورد حمایت امریکا و اروپا قرار خواهند گرفت و نیز تهدید می‌شود که عضویتش، در اروپای متحد، به طور کلی ملغی می‌گردد و تهدید می‌شود با جمعیتی مسلمان، نمی‌تواند در کنار جمهوری اسلامی ایران قد علم کند و آلترناتیوی در جهان اسلام باشد و ... .

 

اما برای ترکیه، نیازی به این تهدیدها نیست. چون ترکیه به عنوان یک دوست قدیمی و مرکز ناتو و متحد استراتژیک اسرائیل، و به عنوان تنها کشوری که [به ظاهر] می‌تواند آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی ایران در اذهان عمومی مسلمین و به ویژه مسلمانان ترکیه باشد، به خوبی نقش خود را بر اساس سناریو تدوین و دیکته شده ایفا می‌نماید و هم چنان امیدوار است که خدماتش امتیازی برای پیوستن به اتحادیه اروپا قلمداد گردد.

 

ولی بعید است چنین اتفاقی حتی در یک دهه‌ دیگر صورت ‌پذیرد، چرا که ترکیه هنوز باید خدمات بیشتری ارائه دهد و هزینه‌های سنگین‌تری متقبل گردد و چه بسا در این مسیر به سرنوشت عراق یا مصر مبتلا گردد.اما در ایران اوضاع با ترکیه تفاوت دارد و این تفاوت ساختاری و ریشه ای کشورمان با ترکیه،در حمایت مردم کردستان ایران از دولت خدمتگذارشان می باشد.

 

مسئله ای که در ترکیه کمتر شاهد آن هستیم. اتکای جمهوری اسلامی به مردم کردستان،توطئه و نقشه تجزیه طلبان را خنثی کرده و مردم این منطقه از ایران،دوشادوش دولت خود و همراه و همگام با ولایت فقیه،این انقلاب را به پیش برده و خواهند برد.

 

البته امریکا نیز به خوبی می‌داند که در شرایط طبیعی حتی تا 50 سال دیگر نیز نمی‌تواند، اهدافی همچون تجزیه کردستان ایران را محقق نماید، چه رسد به این که شرایط غیر طبیعی نیز خلاف میل صهیونیسم بین‌الملل رقم بخورد.

 

چرا که کُردهای ایرانی، ترک، عراقی و سوری، هر کدام دارای فرهنگی خاص و تعصبات شدید دینی و ملی میهنی هستند [و کُردهای ایرانی مکرر این معنا را در میادین مختلف، به اثبات رسانده‌اند]، اما این دلیل نمی‌شود که امریکا دست از این هدف بردارد.

 

لذا به حضور نظامی در یک نقطه و ایجاد اغتشاش در نقاط دیگر امید بسته است و گمان بر این دارد که اگر در کردستانی (مانند سوریه) حضور نظامی یابد، می‌تواند در هر کردستانی آنهم مانند کردستان انقلابی ایران، ایجاد اغتشاش نموده و سپس با کمک سرکردگان کومله و دمکرات، به بهانه‌ دفاع از مردم آن کردستان به اصطلاح «جنگ اخلافی» راه ‌انداخته و حضور نظامی یابد.


گزارشی تکان دهنده از سرایت ویروس ایدز در بین پیشمرگان کومله،دمکرات و دیگر گروهکها

ایدز و گروهکهای کرد ضد انقلاب"  

ایدز چیست ؟


 ایدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معنی سندرم نقص ایمنی اكتسابی می‌باشد.
وقتی سیستم ایمنی بدن آسیب ببیند، نه تنها در برابر ویروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه نسبت به بقیه عفونتها هم آسیب پذیر می‌شود و دیگر قادر به كشتن میکربها و ویروسهایی كه قبلاً برایش مشكلی ایجاد نمی‌كردند ،نیست لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بیشتر و بیشتر بیمار می‌شوند و معمولاً سالها پس از آلودگی به یكی از بیماریهای خاص٬ شدیداً مبتلا می‌شوند و در این زمان گفته می‌شود كه آنها به ایدز مبتلا شده‌اند. بنابراین  زمانی كه فرد آلوده به ویروس HIV برای اولین بار به یك بیماری جدی مبتلا شود و یا وقتی كه تعداد سلولهای ایمنی باقیمانده در بدن او از حد معینی كمتر شود، مبتلا به بیماری ایدز شناخته می شود.
ایدز یك مرحله كاملاً جدی و کشنده است كه بدن، دفاع بسیار كمی در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ویروس HIV ، در طول مدت آلودگی خود، می تواند دیگران را آلوده کند.

 

 

منبع خبر: سایت افشاگری کومله 1917

 

 

ادامه نوشته

رئوف پرستار مسئول دبیرخانه کومله،از کار

رئوف پرستار مسئول دبیرخانه کومله،از کار  

برکنار شد

اخراج مسئول مالی کومله

اخراج بهاره ملکی

و دیگر اخبار مرتبط با کومله

 

"برکناری و اخراج رئوف پرستار از دبیرخانه

 کومله؛"

رئوف پرستار عضو کمیته مرکزی کومله،منتسب به سید ابراهیم علیزاده؛ که چند ماهی بیشتر از مسئولیت وی در دبیرخانه کمیته مرکزی کومله؛نمی گذرد،با عملکرد ناصواب خود،موجبات اعتراض اکثریت اعضاءپیشمرگان و کادرهای کومله را فراهم ساخته است.

 عملکرد بسیار ضعیف رئوف پرستار، در مدت زمامداری وی بر دبیرخانه کومله،باعث بروز تنش، اختلافات و درگیری های درون تشکیلاتی شده بود.

 با اوج گیری اعتراضات پیشمرگان کومله، در جلسه فوق العاده شب گذشته کمیته مرکزی کومله،با پیشنهاد رفیق مبارز،صلاح مازوجی /عضو ارشد کمیته مرکزی کومله و نفر دوم تشکیلات،"رئوف پرستار" از  مسئولیت دبیرخانه کومله،برکنار شد .

 رفیق صلاح مازوجی به همین برکناری قناعت نکرد و با وی برخورد شدید تشکیلاتی نیز صورت داد.

برخورد با رئوف پرستار عضو کمیته مرکزی کومله از آنجا شدت گرفت، که وی چندی پیش / با همراهی تعدادی از حلقه بدوشان خود،در مراسم عروسی آیدا رحیمی و شاهرخ ،"هیمن رسولی" پیشمرگ کومله، را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

و با سر و روی خونین، وی را تا می توانستند کتک کاری کردند.

 رئوف پرستار و چماق به دستانش،در حالت مستی،به "همین رسولی" حمله ور شده بودند و با شکایت "هیمن"،رئوف پرستار،از سوی کمیته مرکزی کومله و با پیشنهاد رفیق صلاح مازوجی، از کار در دبیرخانه کومله،برکنار شد.

در طول مدتی که رئوف ، مسئول دبیرخانه کومله بود،با شکایتهای گسترده ای از سوی پیشمرگان کومله،مواجه شد.

پیشمرگان کومله، بارها و بارها شکایت خود از رئوف پرستار را،نزد رفیق صلاح مازوجی و رفیق مظفر پاک سرشت برده بودند.

همچنین رئوف پرستار، به دلیل عملکرد بسیار ضعیف خود و برخوردهای تبعض آمیزش با پیشمرگان کومله و منطقه گرایی،از جانب تمامی اعضای کومله،بایکوت شده است.

در ادامه برخورد با مسببین حمله به "هیمن رسولی"،روز گذشته،از سوی رفیق صلاح مازوجی،بخاطر حمایت از رئوف پرستار با رفقای پیشمرگ: علی لگزی،(علی شاهکار)،انور عزیزیان،سیروان پرتونوری،اسماعیل تریک،اسعد رستمی و ارسطو گله داری،برخورد تشکیلاتی شد و تمامی افراد نام برده شده، بخاطر حمایت از رئوف پرستار،توبیخ و خلع عضویت شدند.

"اسامی جیره خواران و  چماق بدستان کمیته

مرکزی منتسب به رهبری و بر هم زنندگان نظم

و امنیت اردوگاه؛"

اسامی که در زیر منتشر شده است، بصورت سازماندهی شده، از سوی کمیته مرکزی ، منتسب به سید ابراهیم علیزاده دبیر اول کومله،ماموریت دارند تا در جلسات سیاسی،بر علیه مخالفین و منتقدین رهبری،موضع بگیرند.

 این افراد با دریافت دلارهای بادآورده و بصورت سازماندهی شده در تمامی جلسات سیاسی و محافل عمومی و خصوصی، بر علیه مخالفین و منتقدین رهبری علیزاده،موضع می گیرند و گاها نیز ، مخالفین را بدستور رهبری،شدیدا مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

تعدادی از پیشمرگان کومله در نامه ای به " وب سایت کومله منتقد۱" خواستار افشای اسامی  پاچه خواران کمیته رهبری ،منتسب به سید ابراهیم علیزاده شدند. وب سایت کومله منتقد ۱ نیز به خواست اکثریت پیشمرگان کومله،احترام می گذارد و این اسامی را افشا می کند:

۱ -اسعد رستمی ۲ - اسماعیل تریک ۳ -  امید قوامی ۴ - بیان قادری ۵ - سیروان پرتونوری ۶ - کریم راد ۷ - شاهین خلیلی ۸ -  انور عزیزیان ۹ - هژیر نینا ۱۰ - واحد خضری

"برکناری علی رموزی از حسابداری کومله به

 اتهام اختلاس بزرگ در کومله؛"

علی رموزی،عضو خارج نشین کومله،که اخیرا برای گذراندن تعطیلات و بی پولی،از اروپا به اردوگاه بازگشته است و چندین بار با تعدادی از پیشمرگان زن ، رابطه غیر اخلاقی برقرار کرده است، و یک ماه بیشتر از مسئولیت وی در حسابداری کومله نمی گذرد! و به دنبال برکناری سعید امانی به اتهام اختلاس و دزدی از حسابداری کومله،جانشین وی شده بود،نیز با همان اتهام سعید امانی، از حسابداری کومله اخراج شد. 

 علی رموزی از واحد مالی کومله،دزدی کرد و  کومله با  مبلغ پانزده میلیون دینار ،کسری بودجه مواجه شد،بطوری که حتی نتوانست حقوق یک ماه پیشمرگان کومله را بخاطر دزدی علی رموزی،پرداخت کند.

به همین خاطر پس از تعلل فراوان و بخاطر اعتراض گسترده پیشمرگان کومله،بالاخره کمیته مرکزی کومله،مجبور شد او را از سمت حسابداری کومله،برکنار کند. و خالد نودشه مقدم،جانشین وی شد.

"کریم راد" ، خیلی تلاش کرد تا او را جانشین علی رموزی کنند، اما بخاطر دزدی های فراوانی که کریم راد ، در زمانی که عهده دار مسئولیت فروشگاه و  در حال حاضر نیز در واحد زیست کومله،کرده بود، کمیته مرکزی کومله،تصمیم گرفت، بجای کریم راد مهدی مولانایی عضو بریده سازمان مجاهدین خلق ایران  را جایگزین علی رموزی کند.

"مهدی مولانایی عضو سابق مجاهدین خلق

ایران مسئول جدید حسابداری کومله!"

مهدی مولانایی جایگزین علی رموزی در حسابداری کومله شد.

 در طول دو ماه گذشته،این سومین جابجایی در حسابداری کومله می باشد.

 پیشتر سعید امانی و پس از آن نیز علی رموزی، هر دو به اتهام دزدی میلیونی از کومله،از کار برکنار شده بودند.

"با برکناری رئوف پرستار از دبیرخانه کومله،فواد

احمدی،موقتا به عنوان مسئول دبیرخانه انتخاب

شد."

رئوف پرستار که در مدت زمان کوتاه حضورش در دبیرخانه کومله،نظم و امنیت و کل تشکیلات و اردوگاه را بهم زده بود،با حکم مستقیم رفیق صلاح مازوجی، از کار برکنار شد .

 بجای وی بطور موقت،تا انتخاب مسئول جدید دبیرخانه کومله،فواد احمدی،پیشمرگ کومله،به عنوان مسئول دبیرخانه کمیته مرکزی کومله انتخاب شد!

 جالب اینکه فواد احمدی تا مقطع سوم ابتدایی، بیشتر سواد ندارد و پیشمرگ ساده کومله است، اما بخاطر نزدیکی و پاچه خواری هایش برای رهبری کومله و نسبت فامیلی که با شکرالله احمدی عضو کمیته مرکزی حکا دارد، مسئولیت دبیرخانه، که حساس ترین ارگان تشکیلاتی می باشد،به وی سپرده شده است.

البته شنیده ها حاکی از آن است که به زودی مظفر پاک سرشت، از اعضای کمیته مرکزی کومله،به عنوان مسئول جدید دبیرخانه کومله،انتخاب و معرفی خواهد شد.

 منبع موثق "مدیریت وب سایت کومله منتقد۱" طی گفتگویی تلفنی با یکی از اعضای کمیته مرکزی کومله،باخبر شد که نظر سید ابراهیم علیزاده روی مظفر پاک سرشت است و بزودی وی جانشین رئوف پرستار خواهد شد.

 در حال حاضر تا انتخاب و معرفی مسئول جدید دبیرخانه،فواد احمدی،در این ارگان حضور خواهد داشت.

"حسن رحمان پناه، عضو مستعفی کمیته

مرکزی کومله،استعفای خود را پس گرفت!"

حسن رحمان پناه، که چندی پیش با افشای جاسوسی وی، برای حکمتیست ها/ با فشار شدید دیگر اعضای کمیته مرکزی کومله، مواجه شده بود و به خاطر همین فشارها و همچنین بخاطر لو رفتن همکاری مخفی اش با حزب حکمتیست ها، از سمت عضویت در کمیته مرکزی کومله،استعفاء داده  و به اروپا بازگشته بود، با اصرار سید ابراهیم علیزاده،استعفای خود را پس گرفت.

 موضوع بازپس گیری استعفای حسن رحمان پناه،از سوی کمیته رهبری کومله،در حال بررسی است و نتیجه آن تا آخر هفته، از طریق دبیرخانه کومله،به اطلاع خودش و دیگر اعضای کومله،خواهد رسید.

"بهاره ملکی،پیشمرگ کومله اخراج شد."

بهاره ملکی ، پیشمرگ کومله و همسر خبات آقا برائی(مفسد اخلاقی و شناخته شده کومله) از سوی دبیرخانه کومله،و با حکم کمیته مرکزی،اخراج شد.

او در حال حاضر در مقر مهمانان اردوگاه حضور دارد و مجددا درخواست پیشمرگ شدن کرده است.

"ارسطو گله داری،پیشمرگ قدیمی

کومله،مسئول آب در پروژه شد!"

ارسطو گله داری،(برادر لقمان گله داری عضو پیشین کمیته مرکزی حکا) که نزدیک به دو دهه از عمر خود را صرف مبارزه در اردوگاه کومله،کرده و در سخت ترین دوران، کومله را تنها نگذاشته و بارها و بارها بخاطر کومله،آسیب دیده و سالها از خانه و خانواده خود دور بوده و حتی نتوانست در مراسم درگذشت پدر خود،حضور داشته باشد،از سوی دبیرخانه کومله تحقیر شد!!.

 او که سالها فرمانده نظامی کومله بود،بخاطر انتقاد از سیاستهای علیزاده،خلع مسئولیت شد و از مقر نمایندگی کومله در سلیمانیه، به اردوگاه " زرگویز" منتقل شد و در " پروژه" دور افتاده ترین و پرت ترین ارگان کومله،به عنوان مسئول آب!! سازماندهی شده است و کومله؛ اینگونه دستمزد این پیشمرگ قدیمی و مبارز کومله را داد.

"سیروان پرتونوری،پیشمرگ کومله و دزدی

کلان از فروشگاه؛"

سیروان پرتونوری،پیشمرگ جنجالی و خبرساز اردوگاه کومله،که  بخاطر رفاقت و نزدیکی با رئوف پرستار،مسئول وقت دبیرخانه کومله،به عنوان مسئول فروشگاه،انتخاب شده بود،یک میلیون دینار از فروشگاه دزدی کرد و فروشگاه با کسری یک میلیون دیناری مواجه شده است.

سیروان پرتونوری که اعتیاد شدیدی به الکل دارد و بارها زنان پیشمرگ را مورد تعرض جنسی قرار داده است، با همدستی همسر سومش!!؛این پولها را به مرور و ظرف چند ماه از فروشگاه،خارج کرد.

این دو با مبلغی از این پولهای دزدی،یک دستگاه خودروی گرانقیمت را در سلیمانیه،خریداری کردند.

سیروان پرتونوری، قصد دارد تا با، باقیمانده این پولهای بادآورده، که حاصل جانفشانی های شهیدان کومله است،از اردوگاه خارج شود و به همراه همسر ۱۶ ساله اش!!، در سلیمانیه،زندگی کند.

(طبق قوانین کومله،ازدواج با زن کمتر از ۱۸ سال ممنوع بوده و با متخلفین برخورد می شود،اما در عمل اینگونه نبوده و شاهد آن هستیم که افرادی همچون سیروان علی رغم اینکه ۳۳ سال سن دارند با دخترانی کم سن و سال همچون "ترزه"،۱۶ ساله ازدواج می کنند!! یا چندی پیش نیز دیگر پیشمرگ کومله،مجید مارابی با داشتن ۴۵ سال سن، با دختری ۱۵ ساله،ازدواج کرده!!! قوانین مصوب در کومله،فقط جنبه شعاری و برای فریب افکار عمومی می باشد،و در اردوگاههای کومله،چنین قوانینی هرگز،پیاده و اجرایی نشده اند!).

"فواد محمدی،نامزد شلیر صادقی،پیشمرگ

کومله،در اعتراض به عملکرد رهبری

کومله؛استعفاء کرد."

فواد محمدی،نامزد شلیر صادقی،در اعتراض به عملکرد رهبری کومله،روز گذشته ضمن تسویه حساب،استعفای کتبی و شفاهی خود را تقدیم دبیرخانه کومله کرد و بدین ترتیب او از اردوگاه خارج شد و در حال حاضر نیز به عنوان وردست نانوا، در یکی از نانوایی های شهر سلیمانیه،مشغول بکار شده است.

"بازگرداندن"عسل"دختر خردسال سمیرا

 شهلائی؛ از سنندج به اردوگاه؛"

"عسل" دختر خردسال سمیرا شهلائی پیشمرگ کومله،که حاصل ارتباط وی با سیروان پرتونوری و دیاکو سلامی بود! سال گذشته ، بدلیل ممانعت مادرش،سمیرا،از نگهداری وی،تحویل خانواده دیاکو شده بود.

 از آن زمان تا کنون، سمیرا که دیگر از شر این مزاحم کوچولو راحت شده بود!با توصیه سروه ناصری،همسر ابراهیم علیزاده،آزادانه به روابط غیر اخلاقی خود، با تعدادی از پیشمرگان منتسب به ابراهیم علیزاده،ادامه داد.

 تا اینکه خانواده همسر سابق سمیرا ، که از بی بند و باری های سمیرا باخبر شده بودند،تصمیم گرفتند،"عسل دختر خردسال او را به اردوگاه و نزد مادرش،بازگردانند.

"عسل" در طول این مدت در" سنندج زندگی می کرد.

 این دختر خردسال و بی پناه به چه جرمی باید تاوان گناهان مادرش را پس بدهد؟؟؟!!! گناه این بچه چیست؟!

" در آخرین لحظات انتشار این خبر مطلع شدم

 که مظفر پاک سرشت رسما مسئول جدید

دبیرخانه کومله شد"

همانطوریکه پیش بینی شده بود،از سوی کمیته مرکزی کومله،دوران بسیار کوتاه زمامداری فواد احمدی بر دبیرخانه کومله،پایان یافت و مظفر پاک سرشت به عنوان مسئول جدید حسابداری کومله با توصیه سید ابراهیم علیزاده،انتخاب شد.

"هاشم محمد نژاد،عضو کمیته مرکزی کومله و

تجاوز جنسی به ژیلا عباسی گوینده اخبار

 تلویزیون کومله"

هاشم محمد نژاد عضو کمیته مرکزی کومله که در کنگره قبلی به توصیه سید ابراهیم علیزاده به عنوان کمیته مرکزی انتخاب شده بود،به همسر کاوه ساعدی(مسئول واحد آماده)تجاوز کرد.

اخبار رسیده حاکی از آنست که شب گذشته،هاشم محمد نژاد به ژیلا تجاوز کرده بود.لازم به ذکر است که چند سال پیش نیز هاشم محمد نژاد در زمانی که تازه پیشمرگ کومله شده بود با ژیلا عباسی چندین بار،هم بستر شده بود.این چندمین مورد از تجاوز اعضای کمیته مرکزی کومله به زنان پیشمرگ در طول چند سال اخیر می باشد.قبلا نیز کریم قه لاگاه ،رحمان نجات و علی رموزی نیز به زنان پیشمرگ تجاوز کرده بودند.

" رفت و آمدهای مشکوک اعضای فراکسیون

سوسیالیستی کومله به اردوگاه"

اخبار رسیده حاکی از آنست که ظرف چند روز گذشته،تعدادی از اعضای رهبری فراکسیون سوسیالیستی بطرز مرموزی در اردوگاه کومله علیزاده،حضور داشته اند. این افراد تماسهای مستقیمی نیز با توفیق عباسی مشهور به مامو توفیق و دامادش،سیروان پرتونوری داشته اند.همچنین در همین خصوص خبر رسیده که این افراد با تنی چند از اعضای کمیته مرکزی کومله،شبانه تشکیل جلسه داده اند. تا این لحظه کومله واکنشی به این خبر نشان نداده است.

{پایان اخبار و رویدادهای داخلی ۲۴ ساعت

 گذشته در اردوگاه کومله}

 

منبع خبر: وب سایت کومله منتقد

 

ارزیابی نقش سرکرده گروهک کومله در اعزام تیم های تروریستی به کردستان ایران

نقش عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله در اعزام تیم های تروریستی به منطقه  

عبدالله مهتدی متولد شهرستان بوکان از توابع استان آذربایجان غربی می باشد. او در دوران تحصیل در دانشگاه با دستگاههای جاسوسی سیا و موساد آشنا شد و بعد از طی پروسه کوتاهی با آنها ارتباط برقرار کرد و در نهایت به عضویت سازمانهای جاسوسی بیگانه در آمد.

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی،حضرت امام خمینی(ره)،ماموریت مهتدی نیز آغاز شد.

منبع خبر: سایت کومله1917


ادامه نوشته

عروسی آیدا رحیمی و شاهرخ در اردوگاه کومله

"مراسم عروسی آیدا رحیمی و شاهرخ در اردوگاه کومله"

روز پنجشنبه بیست و هشتم مهرماه مراسم عروسی آیدا رحیمی و شاهرخ در سالن اجتماعات برگزار شد. در این مراسم شماری چند از اعضاء،کادرها،پیشمرگان،هواداران و اعضای کمیته مرکزی کومله و حکا حضور داشتند.

سروه ناصری و ترویج فرهنگ غرب و بی بند و باری در مراسم ازدواج آیدا و شاهرخ

سروه ناصری یکی از طرفداران و مروجان فساد و فحشاء در کومله معروف ، که چند روز پیش از اروپا به  

از اروپا به اردوگاه بازگشته است،در این مراسم، با هیبتی رهبرمابانه قصد قدرت نمایی  کردن را داشت و با غرور در میان شرکت کنندگان در این مراسم، پرسه می زد و از طرفی نیز رغبت هوسبازانه اش شکوفا شده بود و با روبوسی کردن با این و آن، فرهنگ غرب زده اش را در اردوگاه کومله و در بین پیشمرگان کومله، تزریق می کرد و دقایقی بعد خود را به صفوف رقاصان  رساند و با یک بوسه از جناحین چپ و راستش به هلهله افتاد.

 ابراهیم علیزاده  در گوشه ایی خلوت کرده و خنده کنان به این دلقکهایی که اجیر کرده بود می نگریست و با تمسخر و استهزاء به این و آن متلک می انداخت .

 در همین ترکیب ناهمگون شادی و رقص، افرادی شرکت داشتند، که خود از سردمداران بی بند و باری در تشکیلات کومله علیزاده هستند. از جمله مظفر پاک سرشت، رئوف پرستار و زنش و ابراهیم علیزاده، از این محفل کوچک در ذهن خود و در خواب و رویاهای خود، دنیای بی عیب و عار کمونیستی را  می دیدند.

در این مراسم همه بدون استثناء از پیشمرگ گرفته تا رهبری و کمیته مرکزی، مست و خمار بودند و اگر روز پنجشنبه،رژیم جمهوری اسلامی به آنها حمله می کرد،بدون شک براحتی موفق به خلع سلاح تمامی آنها بدون درگیری و خون و خون ریزی می شد.این هم تشکیلات کومله ای که سید ابراهیم علیزاده،سکان دار آن است.

جدیدترین و به روز ترین اخبار از

جدیدترین و به روز ترین اخبار از اردوگاه کومله

 

" مقدمه"

" وب سایت کومله منتقد۱" اولین و به روز ترین وبلاگ کومله می باشد. این وب سایت تریبونی است برای اطلاع رسانی و رساندن صدای منتقدین سید ابراهیم علیزاده دبیر اول کومله و عضو هیات اجرائی حزب کمونیست ایران که بیش از سه دهه از دیکتاتوری او بر کومله می گذرد.

همانطوری که مدیریت این وب سایت، قبلا نیز در اطلاع رسانی های خود گفته بود، تمامی رفقای اردوگاه کومله و یا ساکن در خارج کشور،اعم از پیشمرگان ساده،اعضاء،کادرها و اعضای کمیته رهبری کومله،می توانند آزادانه و بدون هیچ ترسی از برخوردهای تشکیلاتی و با نام مستعار،مطالب،مقالات،اخبار،نوشته ها و نقدهای خود را از تشکیلات تحت امر ابراهیم علیزاده در این وب سایت که متعلق به تمامی پیشمرگان کومله می باشد،به اطلاع افکار عمومی برسانند.

به شما رفقا تضمین داده می شود که در صورت ارتباط با من(نادرکیانی) که

ادامه نوشته

پذیرش نهائی انشعابیون توسط کومله مهتدی علیرغم اکراه درونی

پذیرش نهائی انشعابیون توسط کومله مهتدی علیرغم اکراه درونی

در روز چهارشنبه ۲۷/۷/۱۳۹۰ بعد از مدتها کش وقوسها، مذاکرات پنهانی و آشکار ، فشارها و توصیه ها، سرانجام عبدالله مهتدی تصمیم به برگزاری جلسه ای برای پذیرش انشعابیون به سرکردگی بهرام رضائی نمود. این جلسه در ساعت سه بعد از ظهر ودر سالن جلسات اردوگاه زرگویز با حضور اعضای مهتدی برگزار شد علیرغم وجود مخالفتها که بعضاً جرات نموده و در جلسه مطرح کردند و بسیاری نیز در دل خود نگه داشته و مطرح نکردند مصوب گردید که بهرام رضائی و دار وسته اش به کومله مهتدی بپیوندند.

در جلسه ای که در روز چهارشنبه برگزار گردید و نتیجه ای که از آن حاصل شد ملاحظاتی چند قابل ذکر است:...ادامه مطلب

ادامه نوشته

گروهک تروریستی کومله بهم ریخت

گروهک تروریستی کومله بهم ریخت


بعد از انتشار گزارش "یک تیم تروریستی پیشمرگان کومله وارد ایران شدند" ، گزارش " تیم تروریستی کومله در کردستان متلاشی شد" منتشر شد که موضوع عملیات سربازان گمنام امام زمان (عج ) در مقابله با تیم پیشمرگان کومله را مورد توجه قرار داد.

 

به دنبال آن گزارشی با عنوان " دست و پازدن کومله برای جمع کردن یک رسوایی"، منتشر شد که به موضوع تلاش رهبران کومله برای رد اقدامات آنها  ودلایل و مستندات مشارکت آنها مرتبط بود.

همچنین در گزارش دیگری "بیانیه گروهک تروریستی کومله بر علیه بولتن نیوز و رسانه های دیگر" را شاهد بودیم که تلاش داشتند رسانه ها را به جو سازی علیه کومله متهم  و خود را از اقدامات اخیر مبرا کنند.

اما نامه سرگشاده اعضای کادر گروهک کومله خطاب به مردم کردستان که با گزارشی با عنوان " رهبران کومله باید استعفا کنند" منتشر شد نشان داد که نه تنها مستندات قابل قبولی در مورد فعالیت ومشارکت کومله در این گونه اقدامات وجود دارد بلکه حتی برخی اعضای کادر کومله نیز نسبت به عملکرد رهبران کومله انتقاد دارند وخواستار استعفای آنها هستند.
درادامه خلاصه ای از این گزارش ها از نظر مخاطبان گرامی می گذرد و در پایان آدرس مراجعه به تک تک گزارش دردسترس است .

تیم تروریستی کومله در کردستان متلاشی شد
 
گروهک کومله شاخه زحمتکشان کردستان پنج نفر از پیشمرگان خود به نام های شورش رضایی، فردین فرجی، کیوان ظفری و چنگیز قدم خیر و یک نفر دیگر را جهت اقدامات خرابکارانه و تروریستی روانه مرزهای ایران در کردستان کرد. اعزام این گروه به مرز ایران با هدف ایجاد رعب و وحشت و خرابکاری در منطقه کردستان ایران و دامن زدن به اختلاف های قومی صورت گرفت.

در پی ورود یک تیم پنج نفره از پیشمرگان کرد گروهک تروریستی کومله به ایران با هدف ایجاد خرابکاری، نیروهای امنیتی در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و با شناسایی مخفیگاه تروریست ها و در یک تعقیب و گریز گسترده موفق به دستگیری آنان شدند .

این گروهک با حمله به مردم بی گناه روستای هندیمن شهرستان کامیاران در استان کردستان یکی از کشاورزان بی گناه این روستا را در جلوی چشم خانواده اش با گلوله به شهادت رساندند . شیرزاد میدانی که هدف ترور این جنایتکاران قرار گرفت تنها به دلیل پرداخت نکردن وجه درخواستی و مقاومت در برابر آنان به ضرب گلوله به شهادت رسید .

به دنبال شهادت این غیر نظامی بی گناه تیم های امنیتی با عملیات تعقیب و گریز مسلحانه که نزدیک به دو روز به طول انجامید سر انجام در منطقه ای به نام تيرباغ انديمن این تروریست ها را در کمین خود گرفتار می کنند و در ساعت 1:30 صبح با حمله به این تیم تروریستی موفق به دستگیری دو نفر از این افراد و به هلاکت رسیدن یک نفر به نام کیوان ظفری می شوند . دو نفر دیگر نیز موفق به فرار می شوند. در این درگیری مسلحانه همچنین هیچ گونه آسیبی به نیروهای نظامی کشورمان وارد نشد .

در پی این اقدام و با لو رفتن عملیات محرمانه نیروهای کومله و اعزام نیرو به ایران، رهبر این گروهک تروریستی در کمال تعجب با انتشار بیانیه ای هرگونه انتصاب این افراد به پیشمرگان کرد کومله را رد کرد.

دست و پازدن کومله برای جمع کردن یک رسوایی


گروهک تروریستی کومله که با افشاگری های رسانه ای نتوانست به اهداف شوم خود مبنی بر انجام اعمال خلافکارنه در خاک جمهوری اسلامی ایران دست یابد و با اقدام به موقع مامورین امنیتی تیم 5 نفره پیشمرگان اعزامی این گروهک که در هفته های گذشته وارد کردستان شده بودند منهدم شد در تازه ترین اقدام خود برای جمع کردن این رسوایی و برای منحرف کردن افکار عمومی از اقدام موثر نیروهای امنیتی کشورمان به بیانیه پردازی های دروغین روی آورد.

دبیرخانه این حزب منحله با صدور اطلاعیه ای با حمله به سایت بولتن و روزنامه کیهان و وبلاگ افشاگری کومله۱۹۱۷ضمن رد ادعاهای مطرح شده هرگونه وابستگی این تیم تروریستی به سرکرده اصلی کومله را رد کرد و با فرافکنی قصد داشت افکار عمومی را از این پیروزی بزرگ حافظان امنیت جمهوری اسلامی منحرف سازد .

در بخشی از بیانیه  حزب منحله کومله آمده است : در روزهای اخیر سایت ها ورسانه های اطلاعاتی! رژیم جمهوری اسلامی خصوصا بولتن نیوز و کیهان گزارشهای کذب و گمراه کننده ای در مورد درگیری یک واحد پنج نفری از پیشمرگان کومله در اطراف کامیاران و کشته و دستگیر شدن آنها انتشار داده و موذیانه آنها را به حزب کومله کردستان ایران منتسب کرده اند. ما هر نوع انتساب این رویداد و افراد نامبرده به حزب کومله کردستان ایران را رد کرده و هرنوع دخالت و ارتباط حزب ما با آن را قویا تکذیب میکنیم. اطلاعات جمهوری اسلامی خود بخوبی از جعلی بودن این انتساب آگاه است و مانند همیشه برای مشوب کردن اذهان عمومی و در راستای زمینه سازی برای توطئه های سرکوبگرانه و امنیتی رژیم علیه مردم کردستان، فعالان سیاسی و مدنی و نیز علیه حزب کومله کردستان ایران به نشر این اکاذیب میپردازد.


اما در خصوص این بیانیه نکاتی به نظر می رسد که در پی می آید :

 برای یک نمونه در تصویر زیر یکی از اعضای این تیم پنج نفره به نام کیوان ظفری را که در درگیری با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی  به هلاکت رسید را در کنار عمر ایلخانی زاده به عنوان محافظ وی می بینید که خود گواه روشنی برای این ارتباط است .


ادعای دروغین استفاده نکردن از مبارزه مسلحانه بیشتر به یک شوخی خنده دار شبیه است و نشان از سردرگمی کومله با این افشاگری ها دارد چرا که هویت اقدامات مسلحانه کومله و به شهادت رساندن هموطنان بی گناه کرد که در آخرین نمونه آن یکی از کشاورزان بی گناه کردستانی به دست همین تیم تروریستی به شهادت رسید بر کسی مخفی نیست.

سرکرده گروهک تروریستی کومله با صدور بیانیه ای تعجب برانگیز و فرار از ماجرا، به تکذیب اقدامات تروریستی این گروهک پرداخت.


سرکرده این گروهک با توجه به تهدید اتحادیه میهنی کردستان از احزاب نزدیک به جلال طالبانی هرگونه ارتباط خود با این گروهک تروریستی را رد کرد. اما طی دو روز گذشته نیروهای امنيتي جمهوري اسلامي ايران در یک عملیات غافلگیرانه این 5 نفر از اعضای گروهک تروریستی کومله که نام آنها قبلا از طریق همین سایت به اطلاع مردم رسیده بود را به جرم کشتن یک کشاورز بی گناه و برنامه ریزی جهت اقدامات خرابکاری دستگیر کردند . به دنبال دستگیری این افراد و انتشار خبر آن که با بازتاب های بسیاری همراه بود و با قرار دادن عکس افراد دستگیر شده ، روز گذشته عبدالله مهتدی سرکرده این گروهک تروریستی در حالی که در لندن به سر می برد بیانیه ای را بر علیه بولتن نیوز صادر کرد .در این بیانیه که توسط دبیرخانه این گروهک غیرقانونی منتشر شد ضمن رد خبر بولتن نیوز در خصوص تیم اعزامی تروریست ها به ایران، این گروهک هرگونه ادعای رهبری این تیم را رد کرده و رهبری آن را مربوط به عمر ایلخانی زاده می داند .

عبدالله مهتدی در بیانیه خود به سفارش افراد اپوزیسیون ادعا می کند که این سایت و روزنامه کیهان و برخی وبلاگ ها متعلق به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هستند .

اما در خصوص این تکذیبیه و مطالب مطرح شده از سوی مهتدی که در وب سایت های رسمی کومله با جار و جنجال زیادی پیگیری می شود لازم است چند نکته به عرض برسد .



زمانی که صدای آمریکا از عبدالله مهتدی سوال کرد: آقای مهتدی! شما همچنان بر مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم جمهوری اسلامی اعتقاد دارید؟ و ی جواب داد: اگر اعتقاد ندارم پس چرا نیروهای پیش‌مرگم در شمال عراق مسلح هستند؟ ما در دهه اخیر چندین تیم را روانه ایران کرده ایم و سعی کرده ایم که به این وسیله مردم کردستان ایران را آگاه کنیم که ما سلاح به دست همچنان هستیم و مبارزه مسلحانه بخش مهمی از فعالیتهای ما را در کردستان ایران و بر علیه رژیم ایران، تشکیل می دهد و جزء لاینکفات ما می باشد.


نامه سرگشاده اعضای کادر گروهک کومله خطاب به مردم کردستان، رهبران کومله باید استعفا کنند

برخی از اعضای کادر و نیروهای مستقر در اردوگاه کومله و همچنین برخی اعضای سابق این گروهک که هم اکنون در ایران به سر می برند با صدور اطلاعیه ای خطاب به افکار عمومی و به خصوص مردم کردستان ایران از چهره های پشت نقاب سرکردگان کومله پرده برداشتند .

صدور حکم اعدام برای این دو تروریست مدافع حقوق بشر بی بی سی

تصاویر: برگزاری دادگاه دو تروریست کومله

صدور حکم اعدام برای این دو تروریست مدافع حقوق بشر بی بی سی
 
بی بی سی  حیا کن حالا این دو تروریست را فعال سیاسی قلمداد کن که اسلحه بدست فرزند امام جمعه مریوان بهمراه دو نفر دیگر را ترور نمودند مردم کردستان هرگز جنایات این تروریستها و دفاعیات رسانه شما از این تروریستها را هرگز فراموش نخواهد کرد



































اخبار

تائيد حكم اعدام يكي از تروريستهاي مشهور توسط ديوان عالي - سه شنبه بیست و ششم مهر 1390
نگاهی به بیش از سه دهه فعالیت عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله - دوشنبه هجدهم مهر 1390
بحران استراتژی و اضمحلال مافیایی به نام سازمان کومله - جمعه پانزدهم مهر 1390
چه کسی مقصر است؟ - پنجشنبه چهاردهم مهر 1390
نامه رسیده توسط تعدادی از پیشمرگان سابق گروهک کومله - پنجشنبه چهاردهم مهر 1390
همه باید عبدالله مهتدی را ایزوله - پنجشنبه چهاردهم مهر 1390
زندگی اردوگاه نشینی به روایت یک پیشمرگه کومله جماعت مهتدی - دوشنبه یازدهم مهر 1390
فلاکت و آوارگی بهرام رضائی و رفقایش - دوشنبه یازدهم مهر 1390
فردا چهارشنبه ششم مهرماه جلسه گفت و شنود برگزار خواهد شد. - سه شنبه پنجم مهر 1390
اقبال مردادي مشهور به اقبال حسين ليلي ومنصور راوند مشهور به منصور فرج باغاني دوباره ترور مي كنند - سه شنبه پنجم مهر 1390
خلع سلاح گروهک کومله ُ زنگ خطری برای سایرسازمان های موجود در کردستان عراق - دوشنبه چهارم مهر 1390
یک دروغ بزرگ از ریبوار آبدانان - یکشنبه سوم مهر 1390
تروریستها معذرت خواهی بلد هستند - یکشنبه سوم مهر 1390
اخراج بهرام رضائی-عامل عبدالله مهتدی برای کودتادر کومله جماعت عمر ایلخانی زاده - جمعه یکم مهر 1390
حكومت كردستان عراق پاسخ قاطع خود را در مورد گروهكهاي تروريستي كه در خاك كردستان عراق مي باشد اعلام ن - سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390
دستهای پنهان امریکا در شمال عراق + بازی با مهره های سوخته = عبدلله مهتدی و خالد عزیزی - دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390
کشف مواد مخدر از تعدادی از تروریستهای کومله - دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390
کشته و اسیر شدن اعضای تیم نظامی کومله جماعت عمر ایلخانی زاده در پی ورود به ایران - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
اردوغان از تونس هم پ‌ك‌ك را تهديد كرد - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
وفاداري پ‌ك‌ك به اسرائيل - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
اخراج پ.ک.ک و پژاک از خاک اقلیم کردستان - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
پژاك و ديگر احزاب كُرد - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
خلع سلاح گروهک تروریستی کومله - یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
نقش مستقیم عبدالله مهتدی در بحران حاکم بر باند عمر ایلخانی زاده استعفای عضو ارشد گروهک کومله+ خبر تک - چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390
بهرام رضایی از سرکردگان گروهک تروریستی کومله مورد سوء قصد قرار گرفت - چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390
سوء قصد نافرجام بر علیه بهرام رضایی عضو کمیته مرکزی کومله زحمتکشان کردستان - چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390
تاریخچه‌ای مختصر از گروهک سکولار-کمونیست کومله: - چهارشنبه پنجم مرداد 1390
آشنایی با گروهک(سکولار – کمونیست )پژاک - چهارشنبه پنجم مرداد 1390
مرتدین دمکرات – کومله و متحدین غیر بومیشان از خود بافتن و به نام مردم صحبت کردن - چهارشنبه پنجم مرداد 1390
تاریخ وکارنامه مرتدین دمکرات ،کومله ،پژاک و... - چهارشنبه پنجم مرداد 1390
سرنوشت گروهك تروريستي كومله همانند سازمان منافقين - دوشنبه ششم تیر 1390
داعیه های کردستان به خاطر از دفاع ملت کرد - یکشنبه پنجم تیر 1390
اقبال مرادی در سایه ترور - شنبه چهارم تیر 1390
منصور راوند ترور می کند - شنبه چهارم تیر 1390
یک تیم پنج نفره دیگر از گروهک تروریستی کومله باند موسوم به عمر ایلخانی زاده وارد خاک کردستان ایران ش - جمعه سوم تیر 1390
عمر ایلخانی زاده سرکرده گروهک تروریستی - جمعه سوم تیر 1390
نامه سرگشاده کادر و اعضای گروهک کومله - جمعه سوم تیر 1390
جدیدترین سند از دخالت عبدالله مهتدی در اعزام تیم تروریستی اخیر به کردستان ایران - جمعه سوم تیر 1390
دست و پازدن کومله برای جمع کردن یک رسوایی - جمعه سوم تیر 1390
یک تیم پنج نفره دیگر از گروهک تروریستی کومله باند موسوم به عمر ایلخانی زاده وارد خاک کردستان ایران ش - جمعه سوم تیر 1390
افراد مدنی ترور شده توسط تروریستهای کومله - جمعه سوم تیر 1390
معرفی تروریستها - جمعه سوم تیر 1390
جنايات و اعمال وحشيانه گروهك كثيف كومله از اول انقلاب تا به حال آن قدر زياد و بي شمار است كه عدد و ا - پنجشنبه سی ام مهر 1388
مصاحبه با منصور راوند یکی از تروریستهای مشهور کومله - پنجشنبه سی ام مهر 1388
پشت پرده ترور در کردستان - دوشنبه ششم مهر 1388
مصاحبه با منصور راوند یکی از تروریستهای مشهور کومله - چهارشنبه یکم مهر 1388
ترور را متوقف كنيد - سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
دستگیری عوامل ترور فرزند حاج ملامصطفي شيرزادی امام جمعه مریوان - سه شنبه سوم شهریور 1388
اقبال مرادی يكی از كادر هاي گروهك كومله و عامل پخش مواد مخدر زخمي شد - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
اقبال مرادی يكی از كادر هاي گروهك كومله و عامل پخش مواد مخدر زخمي شد - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387

عکس تروریست کومله اقبال مرادی

ره سمی تیروریستی کومه له ئیقبال مورادی

 ekball moradi